ژادانی به همراه دخترخواندهاش، ماریا بانکوش، از دست مقامات فرار کرده و به جنگل پناه میبرند. سپس فیلم سی سال به جلو میرود: ژادانی و ماریا اکنون عاشق یکدیگرند، اما صدای جنگ در پسزمینه، رابطه عاشقانه آنها را متوقف میکند. دوستان قدیمی ژادانی به نازیها پیوسته…