سال 1938، جنگ خاتمه پیدا کرده است اما استن که مسئول حفاظت از یک سنگر بوده هنوز از این قضیه مطلع نشده است. در همین هنگام الیور، همرزم سابق استن، عکس وی را در یک روزنامه می بیند و ...
سال 1938، جنگ خاتمه پیدا کرده است اما استن که مسئول حفاظت از یک سنگر بوده هنوز از این قضیه مطلع نشده است. در همین هنگام الیور، همرزم سابق استن، عکس وی را در یک روزنامه می بیند و ...
شاه لویی یازدهم با لباس مبدل یک فرد عامی در پاریس میگردد تا خیانتی را که مطمئن است در قلمرویش وجود دارد، کشف کند. او در یک میخانه محلی، صحبتهای فرانسوا ویون، شاعر جسور را میشنود که با آب و تاب توضیح میدهد چرا شاه بهتری خواهد بود. پادشاه که هم عصبانی و هم ک…
میکی، دونالد، گوفی و پلوتو تمام جاذبههای هاوایی را تجربه میکنند. دونالد رقص هولا را امتحان میکند، پلوتو به کاوش در ساحل میپردازد و گوفی موجسواری یاد میگیرد!
در یک شب تاریک و طوفانی، چهار روح بیحوصله تصمیم میگیرند با تماس گرفتن با شرکت جنگیری آژاکس، کمی تفریح و شوخی کنند.
شب در یک آسیاب قدیمی به شکلی دراماتیک در این انیمیشن کوتاه برنده جایزه اسکار به تصویر کشیده میشود؛ جایی که ساکنان ترسیده آن، از جمله پرندگان، موشهای ترسو، جغدها و دیگر موجودات تلاش میکنند با نزدیک شدن طوفان، خود را امن و خشک نگه دارند. با شدیدتر شدن رعد و ب…
وقت آن است که از ته دل بخندید؛ چرا که میکی، گوفی و دونالد با چرخدندههای خروشان، فنرهای پیچخورده، زنگهای کرکننده و یک لکلک خوابآلود مبارزه میکنند. تماشا کنید که چگونه تلاشهای قهرمانانه آنها برای تمیز کردن یک برج ساعت به یک سیرک واقعی تبدیل میشود و کمد…
دونالد مدام در اجرای شعبدهبازی میکی اخلال ایجاد میکند، اما میکی در هر مرحله او را شکست میدهد. در پایان نمایش، دونالد با یک تپانچه جادویی شلیک میکند که باعث میشود تمام وسایل صحنه روی سرشان خراب شود.
وقتی بیماری یک دختر شهرستانی به اشتباه یک بیماری نادر و کشنده تشخیص داده میشود، یک ستوننویس روزنامه که از حقیقت بیخبر است، او را به یک قهرمان ملی تبدیل میکند.
یک ملوان اهل پلینزی به دلیل دفاع از خود در برابر یک زورگوی استعمارگر به ناحق زندانی و از همسرش جدا میشود. اهالی منطقه از فرماندار تقاضای بخشش میکنند، اما به زودی با وقوع یک طوفان استوایی سهمگین، تمام ارکان قانون و نظم در هم میشکند.
هایدی یتیم میشود و خاله بیمهرش، دت، او را به کوهستان میبرد تا با پدربزرگ پدری گوشهگیر و بداخلاقش، آدولف کرامر، زندگی کند. هایدی با رفتارهای شیرین و عشق خالصانهاش، پدربزرگ را دوباره به جامعه کوهستان بازمیگرداند. وقتی دت مدتی بعد بازمیگردد و هایدی را مید…
66,720 عنوان، صفحه 6541 از 6672
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.