سه تبهکار دست به یک سرقت بزرگ و بینقص میزنند. اما وقتی مجبور میشوند با هم در یکجا پنهان شوند، بهتدریج نسبت به یکدیگر دچار بیاعتمادی میشوند.
سه تبهکار دست به یک سرقت بزرگ و بینقص میزنند. اما وقتی مجبور میشوند با هم در یکجا پنهان شوند، بهتدریج نسبت به یکدیگر دچار بیاعتمادی میشوند.
در یک کشتی بخار که به سمت شمال حرکت میکند، جایی که برادر مایک دین به طلا دست یافته است، مایک عاشق استل مکدونالد میشود. هنگامی که دین به ایستگاه تجاری کانادا میرسد، متوجه میشود که برادرش به قتل رسیده و شریک او به عنوان قاتل به اعدام محکوم شده است.
باروخ مایر، پسر یک خاخام ارتدوکس از یک محله یهودینشین فقیر در گالیسیا، تصمیم میگیرد سنت خانوادگی را بشکند و آنجا را ترک کند تا بازیگر شود.
یک نجیبزاده که خود را به عنوان فروشنده کراوات جا زده است، عاشق دختر یک خیمهشبباز سیرک میشود؛ در حالی که پیش از این با دختر وزیر جنگ کشورش ازدواج کرده است.
یک کلاهبردار خود را به عنوان اشرافزاده روسی جا میزند و سعی میکند همسر یک دیپلمات آمریکایی را فریب دهد.
لورنز لوبوتا یک کارمند شهرداری است که هیچ هدفی در زندگی ندارد. یک روز در راه رفتن به محل کار، زنی که ارابهای را میراند با او تصادف میکند و او بلافاصله شیفته آن زن میشود.
پادشاه اتیوپی دخترش را به یک فرعون قدرتمند پیشنهاد میدهد تا صلح بین دو کشور را تضمین کند.
دکتر جک جکسون، پزشک دهکده، برای درمان «دخترک بیمارِ سالم» فراخوانده میشود؛ دختری که پس از سالها درمان ناموفق، باعث ثروتمند شدن دکتر سالزبورگ و آسایشگاه او شده است.
باستر که دانشجوی رشته گیاهشناسی است، به اشتباه در رشته مهندسی برق فارغالتحصیل میشود و برای سیمکشی یک خانه جدید استخدام میشود.
زن جوانی از روی وظیفهشناسی با یک میلیونر مسن ازدواج میکند و سپس در ماه عسل غمانگیز خود، عاشق نجیبزاده زیبایی میشود که قبلاً جان او را نجات داده بود.
68,769 عنوان، صفحه 6861 از 6877
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.