دارکوب زبله از آبشار نیاگارا دیدن میکند و درباره رفتن به درون آبشار معروف با یک بشکه سوال میکند که نگهبان به او میگوید این کار ممنوع است. دارکوب زبله بلافاصله تصمیم میگیرد به هر حال این کار را انجام دهد.
صفحه 114
دارکوب زبله از آبشار نیاگارا دیدن میکند و درباره رفتن به درون آبشار معروف با یک بشکه سوال میکند که نگهبان به او میگوید این کار ممنوع است. دارکوب زبله بلافاصله تصمیم میگیرد به هر حال این کار را انجام دهد.
ملوان زبل و اولیو در حال رانندگی در یک منطقه روستایی کوهستانی هستند؛ یک زن روستایی بسیار تنومند به دنبال شوهر میگردد و ملوان زبل را میقاپد. وقتی اسفناج ملوان زبل از دستش میافتد، این اولیو است که باید اوضاع را نجات دهد.
ملوان زبل تازه ساخت خانهاش را تمام کرده است که گروهی از موریانهها به آن حمله میکنند.
پس از یک نبرد نظامی پیروزمندانه، ژنرالی با شکوه و رونق به خانه بازمیگردد. پادشاه به او پاداش میدهد و مدعی میشود که همه دشمنان از ژنرال خواهند ترسید. از آن پس، ژنرال دیگر به تمرین هنرهای رزمی نمیپردازد. او به خوردن، نوشیدن و زندگی مجلل مشغول میشود و دیگر ز…
هامفری خرس شانس زیادی در ماهیگیری ندارد؛ هر بار که ماهیهای خوبی صید میکند، حواسش پرت میشود و آنها را میاندازد. بنابراین او به سراغ صید ماهیگیران محلی میرود. اما جنگلبان وودلور با این کار مخالفت میکند و اصرار دارد که خرس باید مثل یک خرس واقعی ماهیگیری…
گردشگران زبالههای زیادی به جا گذاشتهاند. جنگلبان وودلور خرسهایش را به کار میگیرد تا با تبدیل کردن کار به یک بازی (و رقص) محیط را تمیز کنند، اما وقتی خودش روی تخت آویزش دراز میکشد، آنها متوجه حیله او میشوند. نقشه دوم: رشوه؛ تا زمانی که نظافت کامل نشود، غ…
دونالد زنبوردار، هامفری خرس را در حال دستبرد زدن به کندوهایش غافلگیر میکند. او به جنگلبان وودلور شکایت میکند و او نیز خرسهایش را جمع کرده و برایشان سخنرانی میکند. دونالد یک حصار سیم خاردار میکشد که سرعت هامفری را کمی کاهش میدهد، اما جلوی او را نمیگیرد.
دونالد، جنگلبان پارک، خرسهایش را برای خواب زمستانی میفرستد، اما هامفری ترجیح میدهد به جای خوابیدن، روی تخت آویزانش بماند، برای یک لیوان آب بیرون برود و کارهای دیگر انجام دهد؛ وقتی هم که بالاخره میخوابد، خروپفهایش باعث بیرون انداخته شدنش میشود. جستجوی او…
اسپایک پسرش را به پیکنیک میبرد. جری مدام در سبد پنهان میشود و به همین دلیل تام در حین تعقیب او، مدام پیکنیک آنها را به هم میزند.
دوست اردک کوچک جری چمدانش را بسته و آماده پرواز به سمت جنوب برای زمستان است؛ با وجود کتابی که جری مدام به او نشان میدهد و اشاره میکند که اردکهای اهلی به جنوب پرواز نمیکنند، و با وجود اینکه او اصلاً توانایی پرواز کردن ندارد.
باگز بانی موفق میشود کاری کند که دکتر جکیل مهربان او را به سرپرستی قبول کند، اما وقتی میبیند سرپرستش پس از نوشیدن یک معجون به آقای هاید وحشتناک تبدیل میشود، شگفتزده میشود.
تام جری را به یک پتشاپ محلی که موشهای سفید میخرد، میفروشد. بله، جری قهوهای است، اما کمی رنگ این مشکل را حل میکند.
عموی عجیبوغریب جری، پیکس، که یک موش تگزاسی است، میآید تا شب را پیش او بگذراند تا فردا برای اجرای موسیقیاش در تلویزیون آماده شود. او تصمیم میگیرد با گیتارش تمرین کند، اما هر بار که مینوازد، یکی از تارهای گیتارش پاره میشود. خوشبختانه، او هر بار با کندن یکی…
یکی از اعضای جوخه مبارزه با کلاهبرداری، پرونده «دارکوب سادهلوح» را معرفی میکند. به نظر میرسد دارکوب زبله برنده یک دیگ پر از پول شده است که باز بزارد، کلاهبردار معروف، متوجه آن میشود و تصمیم به دزدیدنش میگیرد. او دارکوب زبله را به یک گنجیابی ساختگی در جزی…
دارکوب زبله یک سرویس پرستاری از کودک راه انداخته است و زوجی به او پیشنهاد ۵۰ دلار میدهند تا مراقب فرزندشان باشد. دارکوب زبله با کمال میل این فرصت را میپذیرد. متاسفانه کاشف به عمل میآید که این نوزاد، یک بچه گوریل است!
مردی ملایم و آرام که اعصابش از سر و صدای مداوم خرد شده است، به یک مرکز تفریحی اختصاصی و کاملاً بیصدا فرستاده میشود که نتایج خندهداری به همراه دارد.
ناخدای قدیمی قایق ماهیگیری داستان چیلی ویلی، یک خرس قطبی آوازخوان و یک بولداگ را تعریف میکند که با شنیدن صدای لالایی سریع به خواب میرود.
قلمموی جادویی یک انیمیشن استاپموشن چینی است که توسط استودیو فیلم انیمیشن شانگهای تولید شده است. پسر دهقان جوان و مهربانی به نام ما لیانگ به مرد ثروتمندی در چرای دامها کمک میکند. او عاشق نقاشی کشیدن است و همه جا نقاشی میکشد و بزرگترین آرزویش این است که یک…
وقتی یک جوجهاردک از تخم زیر پای تام بیرون میآید، این نوزاد تازه متولد شده متقاعد میشود که تام مادرش است. تام دوست دارد جوجهاردک را بخورد، اما جری مصمم است جلوی این اتفاق را بگیرد.
هیچکس در خانه نیست، بنابراین تام دوستان گربه خیابانی خود را دعوت میکند تا فیلمهای خانگی را تماشا کنند (بخشهایی از کارتونهای قبلی که در آنها تام مچ اسپایک را میگیرد). در حالی که آنها مشغول تماشای فیلم هستند، اسپایک مخفیانه وارد میشود.
جری تفنگدار یک نامه عاشقانه برای لیلی عزیز دارد. او نامه را به شاگرد جوانش میدهد که برای رساندن آن باید از سد تام بگذرد، اما در نهایت موفق میشود. آنها چند نامه دیگر هم رد و بدل میکنند که سختی زیادی برای موش جوان به همراه دارد.
تام یک تلهموش پیشرفته طراحی میکند که حتی روب گلدبرگ هم به آن حسادت میکرد. در حالی که او خواب است، موشی که تام روی کاغذ کشیده جری را بیدار میکند و گربهای که تام کشیده آنها را تعقیب میکند. وقتی تام بیدار میشود، آنها تغییر استراتژیکی در نقشه ایجاد میکنن…
یک سارق بانک در غرب وحشی فرار میکند و غنائم خود را در درختی پنهان میکند. دارکوب زبله با کیسه حاوی پولها از درخت بیرون میپرد. دارکوب زبله فرار میکند و سارق نیز او را تعقیب میکند. این تعقیب و گریز به شهر بازمیگردد، جایی که سارق تلاشهای زیادی برای پس گرفت…
دارکوب زبله در یک مدرسه تاکسیدرمی زندانی شده است، اما وقتی نوبت به خودش میرسد تا از او استفاده کنند، فرار میکند. سگ نگهبان مامور میشود تا او را بازگرداند.
3,299 عنوان، صفحه 114 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.