وودی دارکوب کلانتر شهر کوچکی است که باید با هفتتیرکش ترسناک، باز بزارد، روبرو شود.
صفحه 117
وودی دارکوب کلانتر شهر کوچکی است که باید با هفتتیرکش ترسناک، باز بزارد، روبرو شود.
ملوان زبل و بلوتو بر سر بیرون بردن اولیو با هم دعوا میکنند؛ اما اولیو تصمیم میگیرد که همگی در خانه بمانند. ملوان زبل در حالی که مشغول تماشای یک آلبوم خانوادگی است، داستان دعوای یکروزهای را تعریف میکند که او و بلوتو در دوران نوزادی با هم داشتند.
اولیو در حال آماده کردن یک مهمانی تولد برای ملوان زبل است. او خیلی زود از راه میرسد و اولیو به برادرزادههایش (که در این انیمیشن فقط سه نفر هستند) مأموریت میدهد تا زمان آماده شدن او، ملوان زبل را بیرون نگه دارند. آنها این کار را به روشهای خلاقانه همیشگی خو…
قهرمان فضایی، دفی داک، با ماروین مریخی برای کنترل سیاره ایکس مبارزه میکند.
حتی با وجود ریش سفید بلند و کمردرد، دونالد سالخورده همچنان باید با جمع کردن زبالهها در پارک با نیزه، مخارج خود را تامین کند. وقتی او به طور تصادفی با شریک قدیمی خود، یک زنبور عسل پیر به نام اسپایک برخورد میکند، خاطرات روزهای خوب گذشته زنده میشود.
المر فاد بار دیگر در حال شکار دافی داک و باگز بانی است.
اسپایک در حال ساختن خانه رؤیایی خود است که تام در حین تعقیب و گریز به آن برخورد میکند و خرابش میکند. البته جری از هر فرصتی استفاده میکند تا مسیر تعقیب و گریزها را از میان پروژه ساختوساز عبور دهد.
تام در حال شکار اردک است و به بال جوجهاردک کوچکی شلیک میکند که نمیتواند پا به پای دسته حرکت کند. جری قبل از تام به اردک زخمی میرسد، بال او را پانسمان میکند و در حالی که جوجهاردک مدام برای پیوستن به دستهاش بیرون میدود، او را از دست تام پناه میدهد.
ملوان زبل و بلوتو در یک مسابقه شنا در کانال مانش شرکت کردهاند. طبق معمول، بلوتو یک میلیون راه برای تقلب دارد و ملوان زبل برای برنده شدن بر همه آنها غلبه میکند. برخی از این بخشها: لباس ملوان زبل به یک قلاب ماهیگیری گیر میکند؛ ماهی آن را میشکافد و ملوان زب…
مری الن بوت، یکی از پیشگامان موسیقی بصری و هنر الکترونیک، بین دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ بیش از ده انیمیشن کوتاه انتزاعی تولید کرد. فیلمسازی بوت که با موسیقی کلاسیک بزرگانی چون باخ، سن-سانس و شوستاکوویچ همراه است و سرشار از اشکال هندسی با تغییرات سریع است، همزمان …
وقتی جری با یک قناری دوست میشود، تام چارهای نمیبیند جز اینکه یک جفت بال دستساز برای خود بسازد.
تام به شدت تنبل شده است و همین موضوع باعث میشود مامی وقتی گربه رباتیک موشگیر جدیدش یعنی «مکانو» از راه میرسد، راحتتر تام را بیرون بیندازد. مکانو به طرز ترسناکی کارآمد است و چندین تلاش جری را ناکام میگذارد. جری با رها کردن چند موش کوکی، این کارایی را علیه …
جری یک پونز را از پنجه اسپایک بیرون میکشد. اسپایک به نشانه قدردانی، زنگی به جری میدهد تا هر وقت به دردسر افتاد آن را به صدا درآورد.
یک بچه فوک از سیرک فرار میکند و سر از استخر حیاط خلوت جری درمیآورد. تام خیلی زود متوجه این موضوع میشود و وقتی سیرک جایزه ۱۰ هزار دلاری تعیین میکند، هدف او کاملاً مشخص میشود.
شخصی سه بچه گربه بامزه را جلوی در میگذارد؛ تام مأمور مراقبت از آنها میشود تا مامی به خرید برود. اما پشت سر او، این سه فرشته کوچک در واقع شیاطینی واقعی هستند.
تام دوباره عاشق شده است و وجدان شیطانی جری زمانهایی را به او یادآوری میکند که این اتفاق در گذشته رخ داده بود (که البته ما آنها را در قالب بخشهایی از قسمتهای قبلی میبینیم) و اینکه چطور آن ماجراها چیزی جز دردسر برای جری به همراه نداشته است.
تام، سرباز قلعه در فرانسه قرن شانزدهم، مأمور محافظت از غذاهای چیده شده روی میز مهمانی میشود. جری و یک موش کوچکتر همراهش، دو «تفنگدار موشسوار» سرگردان، با ربودن و گاهی خوردن تمام غذاهایی که میتوانند، روزگار تام را سیاه میکنند.
تام گربه رسمی کشتی تفریحی اساس آلوها است، اما اگر کاپیتان حتی یک موش پیدا کند، او اخراج خواهد شد. آن یک موش هم البته جری است که درست قبل از حرکت کشتی، مخفیانه وارد آن میشود.
یک وودی دارکوب پیر و متمایل به خودکشی، به مرور خاطرات زندگی خود به عنوان یک دارکوب میپردازد؛ چرا که توانایی نوک زدن به چوب را از دست داده و زندگیاش کاملا بیرمق به نظر میرسد.
باز بزارد تلاش میکند تا پوست سر پر از پر وودی را بکند تا آن را به عنوان هدیه به یک دختر سرخپوست تقدیم کند.
وودی دارکوب به یک بازی گلف عجیب و غریب و خندهدار دعوت میشود.
خانه وودی مورد هجوم موریانههای فضایی حریص و سیریناپذیر قرار میگیرد.
وودی دارکوب در حال خوشگذرانی و پرسه زدن در نمایشگاه محلی و باد کردن آدامس بادکنکیاش است و این کار او مزاحمت بزرگی برای تلاشهای بازی بزارد جهت فروش اکسیرهای خانگیاش ایجاد میکند. بازی وودی را میگیرد تا کالاهایش را روی او امتحان کند و وودی اصلا از این اتفاق…
وودی دارکوب خسته و کوفته در حال سفر مجانی در بیابان است و تلاش میکند سوار یک کالسکه عبوری شود. او اعضای بدن مصنوعی به خود وصل میکند و مثل یک دختر لباس میپوشد و بدون مشکل سوار کالسکه بعدی میشود، اما وقتی هویت واقعیاش فاش میشود، او را بیرون میاندازند. او …
3,298 عنوان، صفحه 117 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.