پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
صفحه 41
پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
ویمپی دستیار بسیار تنبل و بیعرضهای است، به طوری که اولیو نعلبند او را اخراج میکند. پاپای و بلوتو هر دو تابلوی استخدام دستیار را میبینند و برای به دست آوردن این شغل با هم رقابت میکنند. البته رقابت آنها مغازه را به ویرانی میکشاند.
پاپای اولیو را میبیند که وارد باشگاه پسران قلدر میشود، جایی که او در بخش بیمارستان آن کار میکند. شعار آنها یعنی «میتونی تحملش کنی؟» یک چالش آشکار برای پاپای است. رئیس باشگاه، بلوتو، پاپای را تحت آزمایشهای سختی قرار میدهد و اگرچه او بهتر از بقیه عمل میک…
پاپای میآید تا با اولیو بیرون برود، اما متوجه میشود که او با یک بندباز رفته است. پاپای به دنبال او به سیرک (به مدیریت ویمپی) میرود و میبیند که اولیو بخشی از نمایش است؛ در ادامه یک نبرد هوایی هیجانانگیز آغاز میشود.
پاپای و اولیو که روی یک کلک در آب سرگردان هستند، در جایی که به نظر میرسد آفریقا باشد به ساحل میرسند و بلافاصله با فیلها و گوریلها (و حتی یک گوزن شمالی!) درگیر میشوند. پاپای در نهایت به طور همزمان با کل باغوحش مبارزه میکند؛ البته بعد از اینکه ابتدا یک ق…
«پوپیتو» و «اولیویتا» یک گروه رقص هستند که در کافه ویمپی اجرا میکنند. بلوتو به آنها حسادت میورزد و با متلکپرانی و روشهای دیگر، اجرای آنها را به هم میریزد.
بتی، کوکو و بیمبو یک معجون عجیب و غریب را در نمایش داروفروشی خود به فروش میرسانند.
در حالی که بیمبو و کوکو بتی را تحسین میکنند، آزمایش آنها به یک هیولا تبدیل میشود.
خانه وودی مورد هجوم موریانههای فضایی حریص و سیریناپذیر قرار میگیرد.
اندی در روزنامه میخواند که والی والروس، مامور جمعآوری سگها، دارد میآید تا از هر صاحب سگی مبلغ ۳ دلار مالیات سگ بگیرد. او که تا حدی خسیس است، سگش را در کمد از دید والی پنهان میکند، اما والی پس از ورود به خانه اندی، همچنان به چیزی مشکوک است. او از یک کک آمو…
جری و دوست موش فرانسوی کوچکش در حالی که پادشاه خواب است، مشغول غارت غذاها هستند. آنها او را بیدار میکنند و پادشاه با احضار تام، به او اتمام حجت میکند: یک صدای دیگر از موشها بیاید، سر تام قطع خواهد شد. موشها این موضوع را میشنوند و با هم متحد میشوند تا تا…
بعد از اینکه صاحب تام به او دستور میدهد کثیفکاریهایی را که هنگام تعقیب جری به بار آورده تمیز کند، تام آگهی استخدام گربهای برای همراهی یک پیرزن را میبیند. تام خانه فعلی خود را به امید زندگی بهتر ترک میکند، اما متوجه میشود که آن پیرزن یک جادوگر است.
تام و جری در کلبهای در غرب وحشی هستند. جری مشغول دزدیدن غذاهاست، به همین دلیل صاحب تام به او اجازه غذا خوردن نمیدهد تا زمانی که از شر جری خلاص شود.
در شبی که دونالد داک قول داده بود دیزی را بیرون ببرد، متوجه میشود که کاملاً بیپول است. او که برای هزینههای شب به پول نیاز دارد، آن را از آخرین جایی که میشناسد برمیدارد: قلک سه برادرزادهاش. پس از گردش شبانه، دیزی از این ولخرجِ «پولدار» تشکر میکند، که این…
دونالد در حال گوش دادن به یک برنامه رادیویی است که روش ساخت یک هواپیما از پلاستیک را آموزش میدهد؛ فرآیندی که بسیار شبیه به پختن کیک، کلوچه و درست کردن نان تست است. او هواپیما را برای یک پرواز آزمایشی بیرون میبرد، در حالی که همچنان از راهنماییهای رادیو استفا…
سرباز داک یک نقاش استتار است. او یک توپ جنگی غولپیکر را با رنگهای بسیار تند نقاشی میکند، تا اینکه گروهبان پیت توضیح میدهد هدف این است که توپ دیده نشود. دونالد یک سطل رنگ نامرئیکننده آزمایشی پیدا میکند و توپ را ناپدید میکند. پیت از این کار راضی نیست و دو…
دونالد داک که یک پیکرسان است، استخدام میشود تا در روز جمعه سیزدهم یک بسته مرموز را تحویل دهد. یک گربه سیاه مزاحم و این واقعیت که بسته حاوی یک بمب ساعتی فعال است، کار او را به شدت دشوار میکنند.
دونالد داک به موزه اختراعات مدرن میرود. او پس از ورود بدون پرداخت بلیط، با یک ربات پیشخدمت مواجه میشود که هر بار او را میبیند کلاهش را برمیدارد. دونالد از این کار بسیار کلافه میشود و هر بار به طور جادویی کلاه جدیدی برای خود درست میکند و به راهش ادامه می…
برادرزادههای دونالد کثیف و خاکی از بازی بیرون به ناهار میآیند. دونالد آنها را میفرستد تا دست و روی خود را بشویند؛ وقتی میبیند کار را سرسری انجام دادهاند، آنها را بدون شام به تختخواب میفرستد. آنها برای به دست آوردن غذا نقشه میکشند؛ دونالد مچ آنها را …
دونالد در حال انجام کمی هرس درخت است که متوجه میشود چیپ و دیل در حال جمعآوری آجیل هستند. او شاخه بیرون لانه آنها را اره میکند و آن را با قیر رنگ میکند که دیل در آن گیر میکند. سپس دونالد با قیچی باغبانی دستهبلند کمی سرگرم اذیت کردن آنها میشود.
۱۳ مارس است، روز تولد دونالد. پسرها میخواهند برای او یک جعبه سیگار برگ بخرند، اما بیپول هستند. آنها سریعاً کمی کار باغبانی انجام میدهند و پول سیگارها را از دونالد میگیرند (بدون اینکه دلیلش را به او بگویند)، اما او مجبورشان میکند پول را در قلک بگذارند. مس…
گوفی که در اقامتگاه تفریحی شوگر بول اقامت دارد، اصول اولیه اسکی آلپاین را آموزش میدهد؛ ورزشی که عناوین و گوینده اصرار دارند تلفظ آن «شیاینگ» است. تجهیزات او البته متعلق به همان دوران است. همانطور که میتوانید تصور کنید، گوفی برای موازی نگه داشتن اسکیهایش و…
پپه لو پیو به یک مغازه عطرفروشی پاریسی وارد میشود و عطرهای مختلف را بو میکشد. مغازهدار با وحشت فرار میکند و یک گربه ماده را برای بیرون کردن این راسو استخدام میکند. او گربه را به داخل مغازه میاندازد و در این حین، یک بطری رنگ روی گربه میریزد و به طور تصاد…
هنگام خرید، ساموئل اسمیت میانسال و آرام به همراه سگ خانگیشان، راور، با یک ماشین در حال سرعت تصادف میکنند. خوشبختانه آمبولانس بلافاصله میرسد، اما متأسفانه دستیار آمبولانس به اشتباه به سام پلاسما سگ و به راور پلاسما انسان تزریق میکند. هر دو بلافاصله بهبود می…
3,299 عنوان، صفحه 41 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.