ملوان زبل و بلوتو به سراغ اولیو میروند تا سال نو را با او جشن بگیرند. ملوان زبل از روی دلسوزی، مادربزرگ اولیو را هم با خود میآورد.
صفحه 49
ملوان زبل و بلوتو به سراغ اولیو میروند تا سال نو را با او جشن بگیرند. ملوان زبل از روی دلسوزی، مادربزرگ اولیو را هم با خود میآورد.
سویپیا در حال گریه کردن است، بنابراین اولیو از ملوان زبل میخواهد تا بچه را آرام و خوشحال کند. ملوان زبل و بلوتو با انجام کارهای خندهدار و دلقکبازیهای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند.
ملوان زبل و اولیو با صدای ارگنوازی خیابانی ویمپی در حال لذت بردن هستند، اما همسایهشان بلوتو میخواهد که او از آنجا برود. ملوان زبل و بلوتو اختلاف خود را به روش همیشگیشان حل میکنند.
ملوان زبل با ماشینش میآید تا اولیو را به گردش ببرد، اما بلوتو با ماشین بسیار شیکترش هر کاری میکند تا تفریح آنها را خراب کند.
ویمپی در غذاخوری بلوتو کار میکند و سعی دارد تا جایی که میتواند غذا کش برود و بخورد. ملوان زبل وارد میشود و اردک کباب سفارش میدهد، اما ویمپی رانهای اردک را میقاپد و سپس روی بقیه غذا سس فلفل تند میریزد. ملوان زبل با عصبانیت بیرون میرود و بلوتو به دنبالش …
اولیو در رادیو درباره لزوم عشق برادرانه موعظه میکند. ملوان زبل با شنیدن این حرف، کارهای خوب متعددی انجام میدهد: به دو کارگر برای بالا کشیدن یک گاوصندوق کمک میکند، یک ماشین تصادفی را صاف میکند و به دو پسر کمک میکند تا مخفیانه وارد بازی بیسبال شوند. اما وقت…
این همان چیزی است که اولیو میخواهد؛ مردی با صورت اصلاحشده. پسرها برای تسویه حساب به سلمانی ویمپی میروند. ویمپی بیرون رفته است، بنابراین آنها خودشان شروع به اصلاح صورت یکدیگر میکنند؛ آدم انتظار دارد ملوان زبل عاقلتر از آن باشد که اجازه دهد بلوتو با تیغ به…
ملوان زبل و بلوتو غواصان اعماق دریا هستند. ملوان زبل یک نقشه گنج دارد و به دلیلی تصمیم میگیرد بلوتو را هم در این کار شریک کند، اما طبق معمول، تعریف بلوتو از تقسیم نصفبهنصف چندان عادلانه نیست.
پاپای با اسکیت به خانه اولیو میرود تا هدیه کریسمس او را که یک جفت اسکیت روی یخ است به او بدهد. در حالی که پاپای مشغول آموزش دادن به اوست، بلوتو با اسکیت از راه میرسد و مزاحمت ایجاد میکند؛ پاپای نیز طبق معمول با او درگیر میشود. وقتی اولیو دوباره دست رد به س…
پاپای و اولیو اویل به تماشای یک نمایش رودیو میروند.
پاپای به مکزیک سفر میکند، جایی که اولیو به عنوان رقصنده کار میکند و بلوتو یک راهزن است.
معدنچیان معدن «نور ماین» برای ناهار به کافه بتی بوپ (یک مکان پرجنبوجوش جاز) میروند. در همین حال در معدن، بیمبو به قلمروهای عجیب و غریبی نفوذ میکند.
مکس فلایشر (در بخش زنده) پس از کشیدن بتی بوپ، استودیو را ترک میکند؛ بتی و کوکو دندانپزشکی آماتور را امتحان میکنند و آنقدر گاز خندهآور آزاد میکنند که دنیای واقعی را به قهقهه میاندازد.
دارکوب زبله به پارک ملی یلوستون میرود، جایی که با خرسی مواجه میشود که برای گرفتن غذا از مردم دست به هر کاری میزند.
وودی دارکوب یک تعمیرکار و کوککننده پیانو است که پس از پنهان شدن یک سارق بانک درون پیانو و نشانهرفتن اسلحه به سمت او، مجبور به نواختن میشود.
این کارتون نقیضهای از سریال تلویزیونی معروف آن زمان یعنی «دراگنت» است. پلیس درباره یک مجرم فراری به نام «خفاش» که یک داروی تقویتکننده نیروی فوقالعاده در اختیار دارد، هشدار میدهد.
دارکوب زبله در یک خانه روستایی مشغول بازی بیلیارد است که یکی از توپهایش به داخل یک مرغدانی در همان نزدیکی میغلتد. او توپ را پس میگیرد اما باید با مرغی بجنگد که فکر میکند این دارکوب دارد یکی از تخمهایش را میدزدد. دارکوب زبله چندین بار تلاش میکند تا توپ ر…
اسپایک در حال آموزش کباب کردن به پسرش تایک است که تعقیبوگریز همیشگی تام و جری، آشپزی آنها را به هم میریزد.
یک خرس رقصنده از باغوحش فرار میکند و راهش را به خانه تام و جری پیدا میکند. او با تام میرقصد و این کار باعث میشود تام نتواند با پلیس تماس بگیرد؛ جری هم از هر فرصتی برای پخش موسیقی استفاده میکند تا تام و خرس را در حال رقص نگه دارد.
یک جوجه دارکوب گمشده که فکر میکند جری مادرش است، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا این موش را از دست تام که دوباره در حال تعقیب اوست نجات دهد. این اثر یک بازسازی سینماسکوپ از کارتون «دردسرهای تخممرغ» محصول سال ۱۹۴۹ است.
تام کتاب پرفروش جری به نام «زندگی با تام» را میخواند و خاطرات گذشته را مرور میکند.
دونالد تلاش میکند خانه به خانه برس بفروشد، اما چون هیچکس متوجه حرفهایش نمیشود، کسی چیزی از او نمیخرد. او به طور اتفاقی با یک دستفروش خیابانی مواجه میشود که قرصهای تقویت صدا میفروشد. قرصها عالی عمل میکنند، اما تعداد آنها محدود است و طبیعتاً آخرین قر…
دونالد داک هرگز باور نمیکند، اما او از راه رفتن در خواب رنج میبرد. او در این وضعیت بیخبری مطلق، هر شب به خانه دیزی میرود، گویی زمان قرار عاشقانه آنهاست؛ دیزی با دانستن اینکه نباید یک خوابگرد را بیدار کرد یا با او مخالفت کرد، با او همراهی میکند، اما دنبا…
دونالد و دیزی در حال قدم زدن هستند که یک گلدان به سر دونالد برخورد میکند. او متقاعد میشود که یک خواننده مشهور است و به زیبایی آواز میخواند، اما دیزی را نمیشناسد. او در واقع مشهور میشود. دیزی از اینکه نمیتواند او را فراموش کند ویران شده و به یک روانپزشک …
3,299 عنوان، صفحه 49 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.