بتی به تنهایی در آشپزخانه سخت کار میکند تا اینکه دوستانش (از جمله بیمبو و کوکو) یک جشن تولد غافلگیرکننده برای او میگیرند که حسابی پر سر و صدا و شلوغ میشود.
صفحه 79
بتی به تنهایی در آشپزخانه سخت کار میکند تا اینکه دوستانش (از جمله بیمبو و کوکو) یک جشن تولد غافلگیرکننده برای او میگیرند که حسابی پر سر و صدا و شلوغ میشود.
آرت، که یک نقاش است، بخشنامهای دریافت میکند که در آن جایزهای برای بهترین نقاشی از یک گل کویری اعلام شده است. دارکوب زبله نیز آن را میخواند و تصمیم میگیرد وارد رقابت شود. او و آرت در سراسر کویر بر سر اینکه چه کسی تنها گل کویری منطقه را نقاشی کند، با هم می…
یک ساعتساز برای پیدا کردن یک پرنده فاخته به جنگل میرود و دارکوب زبله را پیدا میکند. ساعتساز با این تصور که یک دارکوب میتواند جایگزین فاخته شود، تصمیم میگیرد او را بگیرد، به خانه ببرد و در ساعت به کار بگیرد. دارکوب زبله ایده دیگری دارد و ساعتساز را با یک…
دارکوب زبله در حال خواندن داستان «هانسل و گرتل» برای دو پسرعموی جوانش، ناتهد (پسر) و اسپلیتر (دختر) است. بچهها تصمیم میگیرند در جنگل گم شوند. گربهای آنها را میبیند و به یک خانه شیرینی زنجبیلی میکشاند. گربه سعی میکند از بچهها پای دارکوب درست کند، اما آ…
وودی دارکوب در حال خوشگذرانی و پرسه زدن در نمایشگاه محلی و باد کردن آدامس بادکنکیاش است و این کار او مزاحمت بزرگی برای تلاشهای بازی بزارد جهت فروش اکسیرهای خانگیاش ایجاد میکند. بازی وودی را میگیرد تا کالاهایش را روی او امتحان کند و وودی اصلا از این اتفاق…
به دارکوب زبله یک نقش سینمایی پیشنهاد میشود، به شرطی که ساعت ۹:۰۰ صبح به استودیو برسد و حتماً باید یک کلاه سیلندری بر سر داشته باشد. تنها کلاه او توسط بیدها خورده شده است، بنابراین او به مغازه کلاهفروشی والی والروس میرود تا یک کلاه جدید بخرد (و برای یکبار …
هنگام سفر در یک بزرگراه جنگلی، بنزین ماشین دارکوب زبله تمام میشود. او قصد دارد با کشیدن بنزین از یک ماشین نزدیک، کمی سوخت به دست آورد، بدون اینکه بداند این ماشین متعلق به والی والروس پلیس است که بلافاصله شروع به تعقیب این پرنده میکند. دارکوب زبله با تغییر چه…
دارکوب زبله و اندی پاندا برای تماشاچیانی از حیوانات مزرعه، یک اجرای پیانو به نمایش میگذارند.
دارکوب زبله و والی در یک آپارتمان همسایه هستند. سرگرمی موردعلاقه دارکوب زبله بازی گلف است؛ اما مایه تاسف است که او به جای بیرون، داخل خانه بازی میکند. در نهایت، والی چوب گلف او را میشکند و از او میخواهد دیگر سر و صدا نکند. دارکوب زبله تصمیم میگیرد با حمام …
دارکوب زبله برای بازی گلف به پارک میرود و خیلی زود با کارگرانی که مشغول سیمانکاری پیادهرو هستند، درگیر میشود.
جمعیتی در ساحل جمع میشوند تا شاهد کتک خوردن دارکوب زبله توسط والی والروس باشند که در حال گذراندن تعطیلات است. والی در قالب فلشبک توضیح میدهد که چرا تلاش میکند خودش را از شر دارکوب زبله خلاص کند.
تام دوباره عاشق شده است و وجدان شیطانی جری زمانهایی را به او یادآوری میکند که این اتفاق در گذشته رخ داده بود (که البته ما آنها را در قالب بخشهایی از قسمتهای قبلی میبینیم) و اینکه چطور آن ماجراها چیزی جز دردسر برای جری به همراه نداشته است.
یک نگهبان برای محافظت از ذخیره غذایی در یک پایگاه اکتشافی قطب جنوب مستقر شده است، اما چیلی ویلی پنگوئن گرسنه است و چشمش به کنسروهای ساردین و دیگر غذاهای دریایی پایگاه است. تعقیب و گریزهای زیادی اتفاق میافتد اما در نهایت شکم ویلی حسابی سیر میشود.
یک صحنه برفی؛ دیزی یک پالتو پوست میخواهد، بنابراین دونالد یک توله خرس را از مادر خوابیدهاش میدزدد. اما مادر بیدار میشود و رد دونالد (و تولهاش) را میزند. دونالد از پالتو پوست خود استفاده میکند تا خود را به شکل یک توله خرس جا بزند. توله خرس واقعی بازمیگر…
دونالد در حال تلاش برای جمعآوری تخم یک کندور (کرکس آمریکایی) است که ناگهان کندور مادر بازمیگردد. او درون یک تخم خالی پنهان میشود و وقتی مادر بزرگ و گرم روی تخم مینشیند، از کارش پشیمان میشود. پشیمانی او زمانی بیشتر میشود که از تخم «بیرون میآید» و مامان ا…
دریادار برد یک پنگوئن از قطب جنوب برای دونالد میفرستد. دونالد از بازی با او لذت میبرد، تا اینکه فکر میکند پنگوئن ماهی قرمز او را خورده است. پنگوئن این کار را نکرده (هنوز)، بنابراین دونالد برای جبران اشتباهش یک ماهی از یخچال میآورد. اما وقتی برمیگردد، دلیل…
دونالد مسئول حمل بار در یک ایستگاه راهآهن دورافتاده است. بخشی از آخرین محموله باری، شترمرغی به نام هورتنس است که بیش از حد با دونالد صمیمی میشود و هر چیزی را که جلویش باشد میخورد، چه غذا باشد و چه نباشد (که بیشتر نیست): یک آکاردئون دهنی، یک ساعت زنگدار و چ…
در پیست مسابقه، تماشاچیان مختلف (که همگی شبیه گوفی هستند) روی اسبها شرطبندی میکنند. یک گوفی شیک و ثروتمند روی اسب به همان اندازه شیک «اسنپشات ۳» شرط میبندد، در حالی که گوفی معمولیتر روی اسب خسته و رنجور «مو پیره» شرط میبندد. وقتی مسابقه شروع میشود، اسن…
یک سوسک مسنتر از گونهای کمیاب به یک سوسک جوان رهگذر توصیه میکند که از رودخانه عبور نکند، جایی که احتمال دارد توسط دونالد، کلکسیونر حشرات، به دام بیفتد؛ همانطور که خودش در جوانی نزدیک بود به دام بیفتد.
کوههای پوشیده از برف؛ اما نگران نباشید، پلوتو سگ نجات در حال انجام وظیفه است. البته با توجه به اینکه او به سختی میتواند خودش را نجات دهد، شاید بهتر باشد نگران باشید. یک فوک بازیگوش مدام بشکه نوشیدنی او را میدزدد.
تأملی نمادین در موضوعات مربوط به تمایلات جنسی زنانه، هنر و ساختارهای هویتی.
اشیاء مختلف در کنار هم یک گردش آفتابی را در دل طبیعت تجربه میکنند.
دو عروسک خیمهشببازی به نامهای پانچ و جودی برای به دست آوردن سرپرستی یک خوکچه هندی زنده، تا پای مرگ با یکدیگر مبارزه میکنند.
نگاهی به گذشته و فرهنگهای جوانی شکلگرفته در جمهوری دموکراتیک آلمان. بزرگداشتی برای اشتیاق به زندگی، سفری معاصر به دنیای اسکیتبورد و روایتی از سه قهرمان و تختههایشان؛ از دوران کودکی در دهه هفتاد، شورش نوجوانی در دهه هشتاد و تابستان ۱۹۸۹ که زندگیشان برای هم…
3,299 عنوان، صفحه 79 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.