از چاندنی که خواننده و رقصنده یک باشگاه شبانه است، خواسته میشود تا در مقابل پدربزرگ یک مرد ثروتمند و هوسران، نقش همسر او را بازی کند. با این حال، زمانی که این دو رفتهرفته عاشق یکدیگر میشوند، اوضاع جالب میشود.
صفحه 129
از چاندنی که خواننده و رقصنده یک باشگاه شبانه است، خواسته میشود تا در مقابل پدربزرگ یک مرد ثروتمند و هوسران، نقش همسر او را بازی کند. با این حال، زمانی که این دو رفتهرفته عاشق یکدیگر میشوند، اوضاع جالب میشود.
یک جوان جاهطلب و بیکار برای پیدا کردن کار به آمریکا میرود و درگیر یک مثلث عشقی میان پوجا و لاولین میشود. با این حال، او به زودی متوجه میشود که عاشق پوجا است و با او آشتی میکند.
سورجیت متوجه میشود که خواهرش عاشق منجیت سینگ شده است. سورجیت به خانه تاکور میرود تا رضایت منجیت را برای ازدواج با خواهرش جلب کند. تاکور او را تحقیر میکند؛ او را که گیاهخوار است مجبور به خوردن غذای سگ میکند و او را وادار میسازد تا زانو بزند و التماس کند. …
سلطان (شاکتی کاپور) پسربچه یتیمی را به سرپرستی میپذیرد و نام او را بادشاه (آکشی کومار) میگذارد. بادشاه بزرگ شده و به یک تبهکار تبدیل میشود و بازرس پرادهان (آشیش ویدیارتی) زندگی را برای او سخت میکند. دستیار بادشاه، عبدل (آشوتوش رانا) است. تنها امید در زندگی…
دیپاک، مرد جوان و سادهای با قلبی بزرگ، و آرتی، دختری جذاب از طبقه متوسط جامعه.
دو برادر به نامهای رانبیر و راجبیر به همراه والدین خود به بمبئی نقل مکان میکنند. آنها سختیهای زیادی را متحمل میشوند، اما ارادهشان برای بقا پیروز میشود و به موفقیت میرسند. به زودی والدین آنها فوت میکنند و راجبیر جوان را تحت سرپرستی رانبیر قرار میدهند…
سوبرامانیام (پاوان کالیان)، کوچکترین پسر خانواده، زندگی خود را به بطالت میگذراند. پدرش همیشه او را سرزنش میکند، اما برادرش چاکری که یک بوکسور است و دوستش جانو (پریتی جانگیانی) به او عشق میورزند. در این میان، او عاشق دختری به نام لاولی (آدیتی) میشود و برای…
در اول مه ۱۹۹۳، بمبی در پارک گانگارام در بمبئی منفجر میشود و بیش از ۱۵۰ نفر را که بسیاری از آنها کودک بودند به کام مرگ میکشاند. دستیار کمیسر پلیس، جی سوریاوانشی، مامور رسیدگی به این پرونده میشود و به سرعت چهار نفر را دستگیر میکند. جاگات جوگیا، یک تروریست،…
خانواده سنتی یک تاجر ثروتمند پس از ازدواج سه پسرش، اتحاد و همبستگی خود را جشن میگیرند؛ اما به مرور زمان و در پی یک سوءتفاهم، میان آنها فاصله میافتد.
یک افسر تازهکار پلیس فدرال (CBI) باید از یک جنایتکار زندانی کمک بگیرد تا یک قاتل زنجیرهای کودکان را که به تازگی از بازداشت پلیس فرار کرده است، دستگیر کند.
روح مردی که به دنبال انتقام مرگ خود است، زندگی مردی را که قلب او را در یک عمل پیوند دریافت کرده، تسخیر میکند.
دو بچه دوستداشتنی، یک مادرشوهر عجیب و غریب و یک دوست خوشگذران به همسری دلشکسته کمک میکنند تا شوهر خطاکار خود را از آغوش پر از دردسر زنی دیگر بیرون بکشد و به خانه بازگرداند.
یک کارآگاه خردهپا با یک مامور سازمان اطلاعات اشتباه گرفته میشود و درگیر یک ماموریت مرگبار برای نجات نخستوزیر از یک سوءقصد میشود.
تاکور بهانوپراتاپ، رئیس بسیار محترم یک روستا، کوچکترین پسرش هیرا را فردی شکستخورده میداند و با او رفتار بدی دارد. با این حال، با وجود ناامیدی پدر، هیرا تمام تلاش خود را میکند تا او را سربلند کند.
یک مرد جوان هندی بعد از اینکه برادرش توسط تروریست ها کشته می شود، او ترک تحصیل کرده و به نیروهای پلیس می پیوندد تا بتواند انتقام برادرش را از تروریست ها بگیرد...
طبق آخرین آرزوی مادرش، یک دختر ۸ ساله تلاش میکند تا پدرش را به بهترین دوست دوران دانشگاهش که عاشق او بود، برساند.
کریشنا که با نام کریس ساهانی شناخته میشود، در نیویورک زندگی میکند اما تصمیم میگیرد برای بازی در یک فیلم به سرزمین مادریاش سفر کند. در همین حال، ریکاردو فرناندز استرالیا را به مقصد بمبئی ترک میکند تا به دنبال برادر گمشدهاش، راجر، بگردد. در نهایت، زرس میست…
طبق سوابق پلیس، یک جنایتکار بیباک به نام گوکول پاندیت آزاد است. او تلاش میکند به دختران جوان و زیبایی که تنها هستند تجاوز کرده و آنها را به قتل برساند.
داستان درباره مرد جوانی (بابی دئول) است که از هند فرار کرده و به استرالیا میرود تا انتقام اتفاقاتی را که در هند آغاز شده بود بگیرد. او در استرالیا با دختر مردی ثروتمند و قدرتمند (سورِش اوبروی) آشنا و عاشق او میشود. داستان نقشههای بابی دئول را تا پایان مخفی …
سوراج دانراجگیر، مردی هوسباز و خوشگذران، عاشق دختری به نام کومال میشود. کومال به خاطر رفتارهای ناپسند سوراج دست رد به سینه او میزند و به او فرصت میدهد تا خود را اصلاح کند. اما با پیدا شدن پسر بچهای که ادعا میکند فرزند سوراج است، همهچیز به هم میریزد.
یک راز خانوادگی، عشق ویجی به مادو را به شکلی جدی با پیچیدگی و مشکل روبرو میکند.
پدر دو برادر دوقلو میخواهد که پسرانش فقط با دو خواهر دوقلو ازدواج کنند. اما یکی از برادرها عاشق زنی میشود که خواهر دوقلو ندارد.
بیرجو یک جوان است که با مادرش، پدرش و خواهرش زندگی می کند، آنها در یک خانواده ی سطح نسبتا بالا زندگی می کنند، پدرش میخواهد که او با احساس مسئولیت به زندگی خود ادامه دهد و ...
«سیدارت» (امیر خان) یک بوکسر تازه کار است، که گذراندن وقت با دوستانش را به کار کردن ترجیح می دهد. برادر بزرگتر او برای یک تبه کار مشهور کار می کند. سیدارت با دختری بنام «آلیشا» (رانی) آشنا می شود و فیلم در مورد داستان عشق سیدارت و آلیشا، و همینطور اصلاح شدن سی…
3,307 عنوان، صفحه 129 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.