"کبیر" یه زندانیه که برای آزاذی و مراقبت از برادرش مجبور میشه تو زندان قتلی رو انجام بده که توسط "جموال" بهش دستور داده شده است، از همون موقع "جموال" تحت تاثیر مهارتش قرار میگیره و او را آزاد میکنه و از اون به بعد به عنوان پسر خودش بزرگش میکنه و اسمشو میذاره "…