وودی توسط یک جمع کننده اسباب بازی دزدیده میشود. اکنون باز و اسباب بازیهای دیگر باید او را سریعتر نجات دهند، وگرنه ممکن است او در ژاپن فروخته شود و دیگر نتوانند دوباره او را ببینند.
صفحه 29
وودی توسط یک جمع کننده اسباب بازی دزدیده میشود. اکنون باز و اسباب بازیهای دیگر باید او را سریعتر نجات دهند، وگرنه ممکن است او در ژاپن فروخته شود و دیگر نتوانند دوباره او را ببینند.
بانی، خرگوش مسنی که از واکر استفاده میکند، یک شب در آشپزخانهاش مشغول پختن کیک است. یک بید مزاحم و سمج در آشپزخانه مدام به این طرف و آن طرف میکوبد. هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
«جیمز»، پسرک یتیم را می فرستد تا با خانواده ای بدجنس زندگی کند. او به درون یک هلوی بسیار بزرگ می خزد و در آن با حشراتی سخن گو دوست می شود و آنان در طی سفر با ماجراهای عجیب و غریب و پرحادثه ای رو به رو می شوند و به این ترتیب «جیمز» بر ترس های درونی خود غلبه می …
اندی پسربچه ایست که کلی اسباب بازی دارد و درمیان آنها وودی کلانتر را بیشتر دوست دارد و با او بازی میکند. در دنیای اسباب بازیها وودی از همه محبوب تر است. در جشن تولد اندی، او یک آدم فضایی به نام باز لایتیر هدیه میگیرد. حالا اندی باز را بیشتر از همه اسباب باز…
باروز کتابی را برمیدارد و داستان دنی، شیشهپاککن ماشین را برای ما میخواند که روز کریسمس را در تلاش برای تهیه مواد میگذراند، اما در عوض روح کریسمس را پیدا میکند.
یک مجسمه نیمتنه از استالین روی تخت اتاق عمل شکافته میشود و این اتفاق به تصویرسازی پویانماییشده و مفصلی از تاریخ چکسلواکی از سال ۱۹۴۸ (به قدرت رسیدن کمونیستها) تا ۱۹۸۹ (انقلاب مخملی) منجر میگردد.
مردی به تماشای یک مسابقه فوتبال مینشیند که به نظر میرسد بازیکنان آن به روشهای خلاقانه و خشونتآمیزی مجروح و مثله میشوند. سپس بازیکنان زمین فوتبال را ترک کرده و به آپارتمان این تماشاگر هجوم میبرند.
یک سفالگر کوچک و شاد با دست بزرگی مواجه میشود که از او میخواهد مجسمهاش را بسازد. سفالگر امتناع میکند و چیزی جز این نمیخواهد که با تنها دوستش، یعنی یک گیاه گلدانی، تنها گذاشته شود. با تبدیل شدن درخواست دست به رشوه، تقاضا و تهدید، سفالگر برای فرار از چنگال …
کریسمس فرا رسیده است. وقتی دختربچهای به همراه والدینش وارد اتاق میشود، انواع اسباببازیها را زیر درخت کریسمس پیدا میکند. او بلافاصله عروسک قدیمیاش را به گوشهای میاندازد و شروع به بازی با عروسکهای جدیدش میکند. اما آن شب او خوابی میبیند؛ یا شاید هم این…
681 عنوان، صفحه 29 از 29
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.