زن جوانی مدام با کابوسهای مربوط به مادرش که در آسایشگاه روانی بستری است دستوپنجه نرم میکند. پس از بازگشت به خانه پدریاش، این کابوسها با دیدن زنی غریبه که در راهروها قدم میزند، رنگ واقعیت به خود میگیرند.
صفحه 7
زن جوانی مدام با کابوسهای مربوط به مادرش که در آسایشگاه روانی بستری است دستوپنجه نرم میکند. پس از بازگشت به خانه پدریاش، این کابوسها با دیدن زنی غریبه که در راهروها قدم میزند، رنگ واقعیت به خود میگیرند.
یک هنرمند با همسر جدیدش سرد و بیاحساس میشود، چرا که ترس غیرمنطقی از دفن شدن پیش از مرگ، تمام وجود او را تسخیر کرده است.
وظیفه ی ناخوشایندی به یک روانشناس زندان محول می شود تا به یک سرباز نازی که دچار اختلال شخصیت می باشد و به جرم فتنه انگیزی متهم شده، کمک کند...
یک باستانشناس جوان معتقد است که توسط ماسکی نفرین شده است که باعث میشود کابوسهای عجیبی ببیند و احتمالاً دست به قتل بزند. او قبل از خودکشی، ماسک را برای روانپزشک خود، دکتر بارنز، پست میکند که او نیز به زودی به دنیای کابوسوار این ماسک رانده میشود.
ملوان زبل در حال خواب دیدن است. در این خواب، بلوتو در عشقبازی او و اولیو مداخله میکند و مدام دست بالا را دارد.
یک زن جوان لال و دلشکسته، پس از خیانت معشوق عیاشش، به یک گروه باله میپیوندد؛ او در حین اجرای نمایش «قوی در حال مرگ»، نقاشی را که شیفته به تصویر کشیدن واقعی مرگ است، مجذوب خود میکند.
150 عنوان، صفحه 7 از 7
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.