در آغاز قرن بیستم، شهر ووج در لهستان به مرکز صنعتی پرشتابی برای تولید منسوجات تبدیل شده بود؛ شهری پر از صنعتگران بیرحم و شرایط کاری ناامن. سه دوست جوان، یک لهستانی، یک یهودی و یک آلمانی، پولهای خود را روی هم میگذارند تا کارخانهای تاسیس کنند.
صفحه 2
در آغاز قرن بیستم، شهر ووج در لهستان به مرکز صنعتی پرشتابی برای تولید منسوجات تبدیل شده بود؛ شهری پر از صنعتگران بیرحم و شرایط کاری ناامن. سه دوست جوان، یک لهستانی، یک یهودی و یک آلمانی، پولهای خود را روی هم میگذارند تا کارخانهای تاسیس کنند.
تورا-سان، یک دستفروش دورهگرد که بیست سال پیش از خانه پدرش بیرون انداخته شده بود، دوباره با عمه، عمو و خواهرش ساکورا ارتباط برقرار میکند. تورا در زندگی آنها آشوب به پا میکند، مثلاً در یک جلسه خواستگاری مست و لایعقل میشود و کارهای احمقانهای انجام میدهد.
در اواخر قرن نوزدهم، یک معلم سابق دبیرستان که اکنون به یک فعال اتحادیهای تبدیل شده است، تلاش میکند تا کارگرانی را که در شرایط غیرانسانی در یک کارخانه نساجی در تورین ایتالیا کار میکنند، سازماندهی کند.
مارسل، یک کارگر ساده کارخانه، فریب بیوهای را میخورد و یک ماشین کروک آمریکایی گرانقیمت را میخرد؛ بیوهای که مصمم است اجازه ندهد این ماشین به دست منشی و معشوقه مخفی شوهر مرحومش بیفتد. مارسل پس از تصاحب ماشین، با مصرف بیش از حد بنزین، تلاش همسرش برای فروش آن …
یک کارگر کارخانه ۲۲ ساله آخر هفتهها خود را رها میکند: نوشیدن، دعوا کردن و رابطه همزمان با دو زن که یکی از آنها بزرگتر و متاهل است.
29 عنوان، صفحه 2 از 2
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.