یک دانشمند دستگاه زمان میسازد و به طور تصادفی مدیر ساختمان مسکونی خود و یک دزد خردهپا را به مسکوی قرن شانزدهم میفرستد، در حالی که تزار ایوان مخوف به سال ۱۹۷۳ سفر میکند.
صفحه 3
یک دانشمند دستگاه زمان میسازد و به طور تصادفی مدیر ساختمان مسکونی خود و یک دزد خردهپا را به مسکوی قرن شانزدهم میفرستد، در حالی که تزار ایوان مخوف به سال ۱۹۷۳ سفر میکند.
آقای اولو طراح ارشد شرکت خودروسازی آلترا است. جدیدترین اختراع او یک خودروی کاروان عجیب و غریب با امکانات جانبی غیرعادی و فراوان است. اولو به همراه مدیر شرکت و یک مدل تبلیغاتی، از پاریس راهی میشوند تا این خودرو را در نمایشگاه سالانه اتومبیل در آمستردام رونمایی…
لویی فیلیپ فورشوم، مدیرعامل مستبد یک شرکت فرانسوی طراحی و تولید قایقهای بادبانی، در یکی از فورانهای خشم همیشگی خود، طراحش آندره کاستانیه را اخراج میکند؛ غافل از اینکه این مرد تنها شانس او برای بستن یک قرارداد حیاتی با سرمایهدار ایتالیایی، مارچلو کاچیاپروتی…
پروفسور نگونبخت، ند برینارد، پیش از این با کشف ماده فوقارتجاعی «فلابر» با مشکلات زیادی روبرو شده است. اکنون او امیدوار است با یک مشتق ضد جاذبه که آن را «گاز فلابر» نامیده، شانس بهتری داشته باشد. آزمایشهای ند که مدام با مانعتراشیهای دولت مواجه میشود، خشم …
داریوس، قهرمان جنگی آتنی، در حین گذراندن تعطیلات در رودس، درگیر دو توطئه مختلف برای سرنگونی پادشاه مستبد میشود؛ یکی از سوی میهنپرستان رودسی و دیگری از سوی ماموران شرور فنیقی.
یک نابغه دیوانه تلاش میکند تا با بمباران کردن جهان، صلح را برقرار کند.
فرانسوا دلامبر، صنعتگر معروف، اواخر شب تماسی از همسر برادرش، هلن، دریافت میکند که به او میگوید به تازگی شوهرش را کشته است. هلن که در ابتدا تمایلی به حرف زدن ندارد، در نهایت به پلیس توضیح میدهد که همسرش دستگاهی برای انتقال ماده اختراع کرده بود و هنگام آزمایش…
دان گالیکو مخترع جلوههای شعبدهبازی روی صحنه است که آرزو دارد خودش به یک ستاره تبدیل شود. درست پیش از اولین اجرای او، مدیر هوسبازش راس اورموند که میخواهد جلوه اره برقی درخشان گالیکو را برای اجرای رینالدی بزرگ (یک ستاره شناختهشده) تصاحب کند، کار او را تعطیل…
جو، مخترع جوانی در یک شهر کوچک آمریکایی در سال ۱۸۹۵، با اختراع جدید خود یعنی خودرویی که با موتور بنزینی کار میکند، دچار مشکلاتی شده است. همه این «اختراع دیوانهوار» او را مسخره میکنند و تنها نامزدش به او ایمان دارد. وقتی او تا حدی به موفقیت نزدیک میشود، زن …
«استادان رقص» یک فیلم بلند محصول ۱۹۴۳ با نقشآفرینی لورل و هاردی است. داستان درباره این دو نفر است که یک مدرسه باله را اداره میکنند و با یک مخترع درگیر میشوند. رابرت میچوم جوان نیز در نقشی کوتاه و بدون ذکر در تیتراژ، به عنوان یک فروشنده بیمه کلاهبردار ظاهر م…
چکسلواکی، مارس ۱۹۳۹، در آستانه جنگ جهانی دوم. در حالی که اشغالگران آلمانی پراگ را تصرف میکنند، اکسل بوماش مخترع موفق به فرار و رسیدن به انگلستان میشود؛ اما کسانی که نیاز دارند دانش او را در خدمت ماشین جنگی نازیها قرار دهند تا نقشههای شوم نابودگر خود را عمل…
این فیلم دوران کودکی توماس ادیسون مخترع را به تصویر میکشد و او را پسری نشان میدهد که اختراعات اولیه و آزمایشهای علمیاش معمولاً به نتایج فاجعهباری ختم میشود. در نتیجه، مردم شهر فکر میکنند تام دیوانه است و این موضوع باعث ایجاد رابطهای متشنج بین تام و پدر…
وقتی دوست قدیمی چارلی از اسکاتلندیارد در جریان حضورشان در یک کنوانسیون پلیس در نیویورک به قتل میرسد، چن پروندهای را که او روی آن کار میکرد به دست میگیرد.
رابرت فالتون مخترع، از حمایت یک صاحب مهمانخانه و یک کارگر کارگاه کشتیسازی برخوردار میشود تا به او در تحقق رویای ساخت یک قایق بخار پرقدرت کمک کنند.
یک مخترع و همسر تازهاش در حالی که تلاش میکنند در شهر مخارج زندگی خود را تامین کنند، دچار اختلاف و بدخلقی میشوند.
وقتی یک ماشینکار سختکوش فرصت ارتقای شغلی را به یک کارگر لهستانیتبار واگذار میکند، فریب میخورد و به گروه مخفی «لژیون سیاه» میپیوندد؛ گروهی که از طریق خشونت به ایجاد رعب و وحشت در میان مهاجران میپردازد.
مخترع یک سیستم دزدگیر پیشرفته و جدید، توسط یک باند تبهکار ربوده میشود تا آنها را در انجام سرقتها یاری کند.
در خانواده طبقه متوسط رو به پایین آدامز، پدر و پسر از کار در یک داروخانه راضی هستند، اما مادر و دخترشان آلیس، با وجود تحقیرها و شرمساریها، تمام تلاش خود را برای بالا کشیدن خود در اجتماع به کار میبندند. وقتی آلیس بالاخره با مرد رویاهایش آرتور ملاقات میکند، م…
سام بیزبی مخترعی است که آثارش (مانند سوراخکلیدیاب برای افراد مست) چیزی جز فقر برایش به ارمغان نیاورده است. دختر او عاشق پسرِ مغرورترین فرد شهر است. درست زمانی که موفقیت نزدیک به نظر میرسد، حوادث دست به دست هم میدهند تا لاستیک ضدگلوله او نابود شود. یکی دیگر…
تام هولمز، کهنهسرباز جنگ جهانی اول، با رنجهای تحملناپذیر ناشی از جراحات جنگیاش شناخته میشود. در طول سالها، او هم درد بدبختی و هم عشق به دیگر انسانها را تجربه میکند.
گار اِوانز یک کلاهبردار است که خود را مالک «شرکت لاستیک مصنوعی گلدن گیت» جا میزند و به دنبال جذب سرمایهگذار است. پیدا کردن سرمایهگذار کار نسبتاً آسانی است، اما زمانی اوضاع سخت میشود که آنها میخواهند مخترع این لاستیک مصنوعی را از نزدیک ملاقات کنند.
هلگا بردر دختری جوان و لوس است. او به معشوقش یورگن میگوید که به عنوان یک زن جوان مدرن، چنداستعدادی است و میتواند هر کاری که بخواهد انجام دهد. یورگن شرط میبندد که او نمیتواند به عنوان یک خدمتکار خانه کار کند، اما اگر از پس آن بربیاید، برایش یک انگشتر الماس …
دو مرد نام جو هولت را یدک میکشند. یکی کارمند بخش ارسال کالا است و دیگری قهرمان شنای کانادایی. وقتی یک زن اشرافی آنها را با هم اشتباه میگیرد و فکر میکند کارمند ساده مخترع یک مایو شنای غیرقابل غرق شدن است، او را در یک مسابقه شنای ۲۰ مایلی ثبتنام میکند.
71 عنوان، صفحه 3 از 3
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.