آن شرلی، دختر یتیم، توسط متیو کاتبرت کشاورز و خواهرش ماریلا به سرپرستی پذیرفته میشود؛ در حالی که آنها منتظر فرستاده شدن یک پسر بودند تا در کارهای مزرعه به آنها کمک کند. آنها آن را میپذیرند و او به سرعت خود را در دل آنها و اهالی روستا جا میکند.