پس از وقوع یک سری قتلهای خونین توسط گروهی از اهالی شهر علیه گردشگران، به نظر میرسد که اجساد دوباره زنده میشوند و به عنوان شهروندان عادی در این شهر کوچک زندگی میکنند.
صفحه 5
پس از وقوع یک سری قتلهای خونین توسط گروهی از اهالی شهر علیه گردشگران، به نظر میرسد که اجساد دوباره زنده میشوند و به عنوان شهروندان عادی در این شهر کوچک زندگی میکنند.
این فصل پایانی داستان واقعی و تکاندهنده کلانتر بوفورد پاشر است؛ مجری قانون خوشقلبی که مصمم به حفظ امنیت شهرش است. او که هنوز از مرگ همسرش پریشان است، تمام دستگاههای تقطیر مشروب قاچاق را در شهرستان مکنری منفجر میکند و فاحشهخانهها و پاتوقهای مشروبخواری …
بابی جو بیکر، دختر روستایی و بیهدف، شغل پیشخدمتی خود را رها میکند تا به لایل ویلر، مردی که آرزوی یاغیگری در غرب وحشی را دارد، بپیوندد و وارد ماجراجویی پر از سرقت، آشوب و قتل شود.
یک کلانتر فاسد در شهری کوچک در جنوب، برای یک زندانی سابق در یک پرونده مواد مخدر پاپوش درست میکند و دوستدختر او را از آن خود میکند.
یک سیاهچاله به شمال ویسکانسین برخورد میکند و دروازهای به ابعاد دیگر میگشاید. عنکبوتهای غولپیکر ۱۵ متری که اشتیاق شدیدی به خوردن گوشت انسان دارند از آن خارج میشوند! اکنون دو دانشمند ناسا تلاش میکنند تا دنیا را نجات دهند.
یک کلانتر انتقامجوی جنوبی پس از اینکه همسرش به طرز وحشیانهای توسط دو ولگرد کشته میشود، به دنبال خونخواهی است. فیلمی کمهزینه که در سال ۱۹۵۳ در جورجیا روایت میشود و در زمان اکران، ادعا میشد که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.
یک کلانتر سادیست در شهری کوچک عادت دارد رانندگان متخلفی را که سرعت غیرمجاز دارند، عمداً در جادههای کوهستانی منتهی به شهر به کام مرگ بکشاند. برادر یکی از قربانیان با خودروی تقویتشده خود وارد شهر میشود تا درباره مرگ برادرش تحقیق کند.
یک قاتل چاقوکش که قربانیان خود را مثله میکند، شهر کوچک و کویری مسکال در جنوب غربی را به وحشت انداخته است. اگرچه بیشتر قربانیان زنان تنفروش بودهاند، اما اولین قربانی کسی نبود جز تراویس مسکال، تنها پسر اولین و سرشناسترین خانواده شهر. وقتی کلانتر از حل پرونده…
ریچی بریدجستون کوچک برای گذراندن آخر هفته با پدرش به کلبه کوهستانی و خلوت او میرود و شاهد حمله «یک موجود» به پدرش میشود که پسر آن را به عنوان یک گرگینه میشناسد. او تلاش میکند مادر و رواندرمانگرش را متقاعد کند که پدرش اکنون به یک گرگینه تبدیل شده است.
صاحب یک غذاخوری بینراهی و دستیار جدیدش، آدمها را میکشند و آنها را خوراک خوکها میکنند.
دزیره در اعماق باتلاق زندگی میکند و مخارج خود و خواهر و برادرانش را از طریق شکار غیرقانونی تامین میکند. پس از حادثهای که برای معاون کلانتر، بیلی، و دوستش رخ میدهد، کلانتر، معاون و خانوادهای از محلیها به دنبال دزیره میروند. به زودی شکارچیان خود به شکار ت…
: “چارلی وریک” و دوستانش به یک بانک کوچک دستبرد می زنند. آنها که انتظار پول کمی را داشتند، با مقدار زیادی پول مواجه می شوند. آنها که به سرعت متوجه می شوند پولها متعلق به مافیا است، باید نقشه ای برای فرار از دست آنها طراحی کنند…
جان لکلند با این باور که حاکم برحق یعنی برادرش ریچارد شیردل مرده است، تخت پادشاهی انگلستان را غصب میکند. وقتی او متوجه میشود که ریچارد توسط امپراتور آلمان اسیر شده و میتوان با مبلغ هنگفتی او را آزاد کرد، از پرداخت پول خودداری میکند و دستور قتل فرستادگان، ا…
دینگوس مگی، هفتتیرکش سرکش، در جستجوی یک قطار حامل طلا است که با آشنای قدیمی خود، هوک بردسیل، در کالسکه سفر به سانفرانسیسکو روبهرو میشود و پولهای او را میدزدد. هوک به شهر مجاور یعنی یرکیز هول میرود، جایی که بل ناپس هم شهردار است و هم ادارهکننده یک فاحشه…
یک تفنگدار مشهور تصمیم میگیرد با اعلام عفو عمومی از سوی فرماندار جدید قلمرو نیومکزیکو، زندگی خود را تغییر دهد و خود را تسلیم کند، اما یک کلانتر کینهتوز تصمیم میگیرد جلوی رسیدن او به این قلمرو را بگیرد.
یک کلانتر صلحطلب و پارهوقت در شهر کوچک فایرکریک، وقتی گروهی از اشرار بیرحم کنترل شهر را به دست میگیرند، مجبور میشود در مقابل آنها ایستادگی کند.
موردکای جونز، یک کلاهبردار چربزبان که خودش را استاد از پشت خنجر زدن، پیچاندن و دور زدن دیگران مینامد، تمام عمرش را با جذابیت و فریبکاری گذرانده است. جونز با بازی شیطنتآمیز و جذاب جورج سی. اسکات، دستیار جدیدی به نام کرلی پیدا میکند؛ یک سرباز فراری سادهلوح …
بیل مسیتای جوان که در کودکی شاهد قتلعام خانوادهاش به دست یک باند تبهکار بوده است، ۱۵ سال بعد برای انتقام راهی سفر میشود. او در مسیر خود مدام با رایان روبرو میشود؛ هفتتیرکشی که او نیز در پی انتقام شخصی است و درباره فاجعه خانواده بیل، بیش از آنچه به زبان می…
پس از اینکه یک قمارباز حرفهای یک سرباز کنفدراسیون را به قتل میرساند، نقشهای پیدا میکند که محل دفن شمشهای طلای دزدیدهشده ارتش را در کویر نشان میدهد. او برای به دست آوردن طلاها برنامهریزی میکند، اما دیگران نیز در جستجوی آن هستند.
یک آواره خود را در موقعیتی میبیند که توسط کلانتری تشنه قدرت، به اشتباه متهم به قتل شده است. کلانتر به او یک اسب، مقداری آذوقه و یک ساعت فرصت میدهد تا به سمت کویر فرار کند و سپس گروه تعقیبکنندگان آدمکش خود را به دنبال او میفرستد.
یک کلانتر تگزاسی به همراه برادر کوچکترش از مرز عبور کرده و به مکزیک میروند تا با مردی که پدرشان را به قتل رسانده روبرو شوند.
مردم شهر مصمم هستند متهم به قتلی را که در بازداشتگاه شهر زندانی است، لینچ کنند و خودسرانه دار بزنند. اما کلانتر فدرال، جانی رنو، در برابر آنها میایستد.
یک کلانتر سالخورده در موقعیتی قرار میگیرد که مجبور است پدر قانونشکن و دو پسرش را که با آنها بزرگ شده است، دستگیر کند.
یک کلانتر تازهداماد تلاش میکند جلوی هیولای لنگلنگی را که از یک سفینه فضایی بیرون آمده تا مردم را بخورد، بگیرد.
148 عنوان، صفحه 5 از 7
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.