دو لولهکش دستوپاچلفتی توسط یک زن ثروتمند برای رفع نشتی استخدام میشوند. اشتباه گرفته شدن هویت این دو نفر باعث میشود به یک مهمانی مجلل دعوت شوند و به جامعه اشراف راه پیدا کنند. همانطور که انتظار میرود، اوضاع چندان خوب پیش نمیرود.
صفحه 5
دو لولهکش دستوپاچلفتی توسط یک زن ثروتمند برای رفع نشتی استخدام میشوند. اشتباه گرفته شدن هویت این دو نفر باعث میشود به یک مهمانی مجلل دعوت شوند و به جامعه اشراف راه پیدا کنند. همانطور که انتظار میرود، اوضاع چندان خوب پیش نمیرود.
سه کلهپوچ مکانیکهای خودرو هستند که برای نیروی هوایی سلطنتی در انگلستان کار میکنند. آنها پس از خراب کردن ماشین یک افسر، به دنبال جایی برای پنهان شدن میگردند، اما انتخابشان که یک لوله فاضلاب است، در واقع بمبی است که روی سر دشمن رها میشود. آنها که خود را پ…
سه کلهپوک نجارانی هستند که پلیس میشوند. یک سارق مرموز که لباس گوریل پوشیده، پلیس را سردرگم کرده و آقای دیل، رئیس اتحادیه شهروندان، رئیس پلیس را به اخراج تهدید میکند. پسرها پرونده را به دست میگیرند و در نقش نگهبان شب در یک عتیقهفروشی ظاهر میشوند. آنها با…
اولسن و جانسون، دو کمدین تئاتر، تلاش میکنند تا نمایش خود را به یک فیلم سینمایی تبدیل کنند و یک زوج جوان عاشق را به هم برسانند، در حالی که در تمام طول مسیر دیوار چهارم را میشکنند.
دو کارگر دستوپاچلفتی پمپ بنزین، به عنوان تنها وارثان در وصیتنامه یک گانگستر معرفی میشوند. سفر آنها برای تصاحب ثروتشان زمانی به انحراف کشیده میشود که به همراه چند غریبه دیگر، در یک خانه جنزده گرفتار میشوند.
در طول جنگ جهانی دوم، یک هواپیمای کوچک بر فراز دریای کارائیب با کمبود سوخت مواجه شده و بر اثر طوفان از مسیر خود خارج میشود. آنها با هدایت یک سیگنال رادیویی ضعیف، در جزیرهای سقوط میکنند. مسافر، خدمتکارش و خلبان به عمارتی متعلق به یک دکتر پناه میبرند. خدمتک…
سه کلهپوک رفتگرانی هستند که چند اوراق بهادار ارزشمند پیدا میکنند و آنها را به صاحبش بازمیگردانند. آن مرد چنان سپاسگزار است که به آنها پیشنهاد پاداش بزرگی میدهد، به شرطی که بتوانند مردی درستکار با توانایی مدیریتی پیدا کنند. جستجوی آنها به زنی ختم میشود …
مدت کوتاهی پس از شروع جنگ جهانی دوم، یک نوازنده یوکللی به نام جرج، به اشتباه سوار قایق دیگری شده و سر از نروژ (که هنوز اشغال نشده) در میآورد. زنی به نام مری او را با یک مامور اطلاعاتی بریتانیایی اشتباه میگیرد و جرج درگیر تلاش برای شکست دادن ماموران نازی میش…
سه کلهپوچ فروشندگان دورهگردی هستند که در والسکا، کشوری استوایی و زلزلهخیز، سرگردان شدهاند. آنها که در فروش کتهای پوست به بومیان موفقیتی کسب نکردهاند، پس از دریافت تلگرافی با متن «از شر کمد لباس فعلی خلاص شوید» بازداشت میشوند؛ چرا که یک مقام رسمی تصور م…
این فیلم قرار نبود به تنهایی اکران شود، بلکه به عنوان بخش سینمایی اجرای تئاتر مرکوری به کارگردانی اورسن ولز از کمدی سال ۱۸۹۴ ویلیام جیلت طراحی شده بود؛ داستانی درباره یک پلیبوی نیویورکی که از دست شوهر خشن معشوقهاش فرار میکند و هویت یک صاحب مزرعه در کوبا را …
"لورل" و "هاردی" مامور می شوند تا سند یک معدن طلا را بدست دختر پروفسری که مرده برسانند...
فیلم هورا، هورا! یک کمدی بزنبکوب محصول سال ۱۹۳۴ با بازی برت ویلر، رابرت وولسی، روث اتینگ، تلما تاد و دوروتی لی است.
لورل و هاردی به توصیه پزشک و برای درمان از شهر خارج شده و به کوهستان سفر می کنند اما در آنجا ماجراهایی برایشان اتفاق می افتد ...
اولی در حال نامزدی برای شهرداری است که یکی از معشوقههای قدیمیاش سعی میکند با یک عکس قدیمی از او باجگیری کند.
به مردی معمولی اما خوشنیت فرصتی داده میشود تا با بازیگر محبوبی که همیشه طرفدار پر و پا قرصش بوده ازدواج کند. اما چیزی که او نمیداند این است که از او برای برانگیختن حسادت معشوق قدیمی این بازیگر استفاده میشود.
دو مأمور وصول بدهی تلاش میکنند یک رادیوی کنسولی را مصادره کنند.
پگی پپر، دختری امیدوار به موفقیت در هالیوود، از جورجیا به یک استودیوی بزرگ میآید تا به ستارهای درخشان در فیلمهای درام تبدیل شود. اما اوضاع کاملاً طبق برنامههای او پیش نمیرود.
یک دختر روستایی متوجه میشود که یک شاهزاده خانم است و توسط گردبادی به سرزمین از فرستاده میشود.
باستر کیتون درگیر مجموعهای از سوءتفاهمها مربوط به یک اسب و گاری میشود. در نهایت، او با برهم زدن تصادفی رژه پلیس، خشم تمام ماموران شهر را برمیانگیزد.
باستر در نزدیکی یک شهربازی از قطار بیرون انداخته میشود. او در آنجا در یک سالن تیراندازی که توسط باند تبهکار «بزهای چشمکزن» اداره میشود، شغلی پیدا میکند. وقتی به او دستور داده میشود که یک بازرگان را به قتل برساند، او با مجهز کردن خانه آن مرد و دخترش به وسا…
«چارلى» ( چاپلین )، شیشه بر دوره گرد، با پسربچه اى ( کوگان ) که مادرش او را رها کرده زندگى میکند. پسر بچه، شیشه ى پنجره هاى خانه ها و مغازه هاى مردم را با پرتاب سنگ میشکند و براى ناپدرى خود کار جور میکند.
مرد جوانی در نیویورک به دلیل خوشگذرانیهای مداوم و بیمسئولیتی، پدرش را به ستوه آورده است؛ به همین دلیل پدرش او را به مزرعه عمویش در غرب میفرستد. مرد جوان به شهر پایوت پس میرسد که تحت وحشت و سلطه تایگر لیپ تامپکینز و باندش، فرشتگان نقابدار، قرار دارد. این …
همسر راسکو که از مستیهای بیپایان او خسته شده، درباره جراحیای میخواند که اعتیاد به الکل را درمان میکند و او را برای عمل در آسایشگاه «ناامیدی» بستری میکند. راسکو که میخواهد از آنجا فرار کند، در نهایت لباس پرستار میپوشد تا نقشهاش را عملی کند.
ولگرد کوچک دختر رویاهایش را پیدا میکند و در یک مزرعه خانوادگی مشغول به کار میشود. او به دفاع از مزرعه در برابر جنایتکاران کمک میکند و همه چیز خوب به نظر میرسد، تا اینکه متوجه میشود دختر رویاهایش شخص دیگری را در زندگی دارد. او که نمیخواهد مزاحم زندگی آنه…
122 عنوان، صفحه 5 از 6
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.