یک دانشمند دیوانه یک دستگاه الکترونیکی را در مغز یک سرباز مجروح میکارد که او را به یک قاتل روانی تبدیل میکند.
صفحه 4
یک دانشمند دیوانه یک دستگاه الکترونیکی را در مغز یک سرباز مجروح میکارد که او را به یک قاتل روانی تبدیل میکند.
وقتی دکتر فرانکنشتاین تصمیم میگیرد از حرفه ساخت هیولا بازنشسته شود، فهرستی بینالمللی از هیولاها را به یک گردهمایی ترسناک دعوت میکند تا جانشین خود را انتخاب کند. همه در آنجا حضور دارند؛ از جمله دراکولا، مرد گرگنما، موجود باتلاق، دکتر جکیل و آقای هاید و بسیا…
دانشمند دیوانهای به نام هربرت فون کرانتز دستگاهی اختراع کرده است که تمام سلاحهای هستهای را عقیم و بیاثر میکند؛ حالا گلهای از جاسوسهای رقیب، از جمله فرقهای از آدمکشهای کچل با لباسهای یقه اسکی، برای به دست آوردن این دستگاه دست به هر کاری میزنند.
در این کمدی عجیب و غریب چکسلواکی، یک دانشمند دستگاهی اختراع میکند که رویای یک فرد خوابیده را روی صفحه نمایش نشان میدهد؛ اما به زودی با خراب شدن دستگاه و واقعی شدن شخصیتهای کارتونی رویاها، فاجعه به بار میآید!
ماریا، نوه دکتر فرانکنشتاین و برادرش رودولف که دستیار اوست، به غرب وحشی نقل مکان کردهاند؛ چرا که طوفانهای رعد و برق در آنجا مکرر و شدیدتر است و این موضوع به آنها اجازه میدهد تا روی آزمایشهای پدربزرگشان کار کنند. اما آزمایشها با شکست مواجه میشوند و رودول…
دانشمند دیوانه، دکتر گلدفوت، ارتشی از رباتهای بیکینیپوش اختراع کرده است که برای پیدا کردن مردان ثروتمند و فریب دادن آنها برای واگذاری داراییهایشان برنامهریزی شدهاند. مأمور مخفی، کریگ گمبل و میلیونر، تاد آرمسترانگ برای خنثی کردن نقشه شیطانی او دست به کار …
پسر مخترع دستگاه انتقال ماده که در تلاش برای انتقال خود به همراه یک مگس کوچک به هیولا تبدیل شده بود، آزمایش پدرش را ادامه میدهد؛ در حالی که دو پسر خودش تلاش میکنند او، خودشان و نام خانوادگیشان را از فاجعه و رسوایی بیشتر نجات دهند.
بارون فرانکنشتاین که زمانی توسط روستاییان خشمگین به خاطر خلق یک موجود زنده هیولایی از قلعهاش رانده شده بود، به کارلستاد بازمیگردد. آنها در ارتفاعات کوهستان به جسد این موجود برمیخورند که به شکلی بینقص در یخ حفظ شده است. او با کمک یک هیپنوتیزمکننده به نام …
یک روزنامهنگار آمریکایی مستقر در ژاپن توسط یک دانشمند دیوانه مورد تزریق مشکوکی قرار میگیرد که او را به یک هیولای قاتل و دو سر تبدیل میکند.
یک دانشمند دیوانه، یک پلنگ را به موجودی شبیه به انسان تبدیل میکند که پس از فرار، دست به کشتارهای وحشیانه میزند.
بارون که توسط کوتوله وفادارش فریتز از گیوتین نجات یافته است، به کارلزبورگ نقل مکان میکند تا آزمایشهای هولناک خود را در آنجا ادامه دهد.
یک دانشمند دیوانه زنان را میرباید و آنها را خوراک یک درخت گوشتخوار میکند که در مقابل، سرمی به او میدهد که به زنده کردن مردگان کمک میکند.
یک زن و شوهر توسط دانشمند دیوانه، دکتر کالیستراتوس، که اعدام شده بود اما با پیوند قلب به زندگی بازگشته است، شکنجه و وحشتزده میشوند. این دانشمند دیوانه کمخون که تصور میشود یک خونآشام است، به همراه دستیار معلولش کارل، تحقیقاتی را روی کمبود خون در میان بیمار…
زنی یک گروه اکتشافی را به درون جنگلی دورافتاده هدایت میکند تا برادر گمشدهاش را پیدا کند، اما در عوض با دانشمندی دیوانه مواجه میشود که هیولایی قارچی خلق کرده که از ساکنان محلی تغذیه میکند.
اسلیپ، سچ و بقیه اعضای گروه «پسران باوری» وارد یک خانه جنزده میشوند و در آنجا با یک گوریل، یک ربات و یک خونآشام درگیر ماجراهای کمدی و پرجنبوجوش میشوند.
دانشمندی فرمولی را کشف میکند که باعث بازگشت حیوانات به شکل نیاکان اولیه خود میشود و آن را روی خودش امتحان میکند که نتایج فاجعهباری به همراه دارد.
باد و لو به عنوان کارآگاهان تازهکار، با مرد نامرئی روبرو میشوند.
دانشمندی که روی درمان بیماریهای نادر کار میکند، از جمله ساخت یک عامل نرمکننده استخوان از کپکها برای اصلاح تغییر شکل ستون فقرات پرستارش، علل فیزیکی گرگنمایی را در مرد گرگنما، لری تالبوت، و خونآشامی را در کنت دراکولا کشف میکند؛ اما خودش در حین تبادل خون …
دانشمند دیوانه، گوستاو نیمان، از زندان فرار میکند و کنترل مدیر یک نمایشگاه سیار وحشت را به دست میگیرد. او به سرعت کنت دراکولای بدنام، هیولای یخزده فرانکنشتاین و مرد گرگنما را دوباره زنده میکند.
کشف یک مرد غارنشین که به خوبی حفظ شده است، دانشمندی دیوانه را ترغیب میکند تا برای یک پیوند مغز جسورانه تلاش کند.
مغز یک میلیونر پس از مرگش توسط یک دانشمند و دو دستیارش حفظ میشود، اما این کار تنها به خلق یک هیولای تلهپاتیک میانجامد.
یک استاد شیمی دانشگاه، گاز باستانی مایاها را روی یک دانشجوی پزشکی آزمایش میکند و این جراح آینده را به یک غول قاتل تبدیل میکند تا بتواند معشوقه او را به چنگ آورد.
یک دانشمند به یک مرد میمونی تبدیل میشود.
داستانی درباره یک دانشمند که وسواس عجیبی برای برقراری ارتباط با مردگان دارد.
102 عنوان، صفحه 4 از 5
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.