یک روز، نویسندهای به نام توماس که پس از یک مشاجره خانوادگی بیاهمیت، بیهدف در حومه شهر رانندگی میکند، تصادفاً با کودکی برخورد کرده و او را میکشد. آیا او میتواند به زندگی عادی خود بازگردد؟
صفحه 2
یک روز، نویسندهای به نام توماس که پس از یک مشاجره خانوادگی بیاهمیت، بیهدف در حومه شهر رانندگی میکند، تصادفاً با کودکی برخورد کرده و او را میکشد. آیا او میتواند به زندگی عادی خود بازگردد؟
یک روز، حرف مرموز «F» روی پلاک درهای یک مجتمع آپارتمانی نوشته میشود. از آن زمان به بعد، حوادث مرموزی به طور مداوم در اطراف یوکاری یاماموتو، دختر دبیرستانی معمولی که در این ساختمان زندگی میکند، رخ میدهد.
داستان فیلم در قرن نوزدهم میلادی اتفاق میافتد و ماجراهای پسر جوانی به نام جِی کاوندیش را دنبال میکند که راهیِ سفری طولانی برای پیدا کردن تنها بازمانده ی فامیلش می شود. اما
مرگ تراژیک یک دختر جوان و زیبا، آغازگر یک بازی موش و گربه تنشزا و اتمسفریک میان جان مون شکارچی و جنایتکاران سرسخت محلی میشود که تشنه به خون او هستند.
مستندی که سفر عاطفی شین و تام را روایت میکند؛ دو مرد جوان در یک رابطه عاشقانه و متعهدانه که با یک قدم اشتباه و سقوط از لبه پشتبام، به شکلی تراژیک و زودهنگام پایان یافت.
گروهی از دوستان به امید یک مهمانی شلوغ و پر سر و صدا به کلبهای دورافتاده کشانده میشوند، اما خود را در یک بازی کابوسوار از جرئت یا حقیقت مییابند.
پنجمین قسمت از مجموعه فیلم های «مقصد نهایی»، همانند قسمت های قبلی، داستان آشنای چند جوان را روایت می کند که هرکدام از آنها به شکل غیرمنتظره ای کشته می شود.
گروهی از دانشجویان پارانوئید که در نزدیکی کلبه دو مرد روستایی به نامهای تاکر و دیل در ویرجینیای غربی کمپ زدهاند، به آنها مشکوک میشوند که قاتل هستند. با افزایش تعداد جسدها، ترس و سردرگمی نیز بیشتر میشود و دانشجویان تلاش میکنند تا از این دو نفر انتقام بگیر…
به دنبال یک رسوایی تحقیرآمیز سرقت ادبی، یک نویسنده به همراه دخترش به خانهای منزوی در شهری کوچک نقل مکان میکند تا رمان جدید خود را بنویسد. او که به شدت به دنبال الهام گرفتن است، با یک روح مرموز که با دخترش دوست شده، ارتباط برقرار میکند.
وقتی پنج دختر عضو یک انجمن خواهری در جریان یک شوخی اشتباه، ناخواسته باعث مرگ یکی از خواهران خود میشوند، توافق میکنند که این موضوع را پنهان نگه دارند و هرگز دربارهاش صحبت نکنند تا بتوانند به زندگی خود ادامه دهند. اما این کار سادهتر از آنچه فکرش را میکردند …
پیر، یک رقصنده حرفهای، از یک بیماری قلبی جدی رنج میبرد. در حالی که او در انتظار پیوند قلبی است که شاید زندگیاش را نجات دهد (یا ندهد)، کار بهتری ندارد جز اینکه از بالکن آپارتمانش در پاریس به مردم اطرافش نگاه کند.
یک اسکیتبردسوار نوجوان مظنون به ارتباط با مرگ وحشتناک یک نگهبان امنیتی در یک پارک اسکیت به نام «پارک پارانوئید» میشود.
میتسوکو موراکامی اشتیاق به بالنسواری را در باشگاه بالنهای هوای گرم «کلهپوکها» زنده نگه میدارد. این باشگاه جوانانی با افکار گوناگون را دور هم جمع کرده بود. اما این گروه خیلی زود منحل میشود. پنج سال پس از پایان کار آنها در باشگاه بالنسواری، رهبر سابق باش…
آناند پس از کشتن تصادفی نامزدش، دچار جنون شده و در یک بیمارستان روانی بستری میشود. تانوی، پزشک او، عاشقش میشود اما پدر تانوی با توجه به گذشته آناند، با این رابطه مخالفت میکند.
یک خواننده مشتاق هنگام اعزام به ارتش، برای همسر باردارش یک رادیو به یادگار میگذارد تا تنها نماند. این مرد که برای زندگی نظامی مناسب نیست، از خدمت فرار کرده و به یک گروه موسیقی پاپ میپیوندد؛ اما مدت کوتاهی پس از آنکه همسرش او را پیدا میکند، زندگیاش از کنترل…
برندان بهان، سرباز شانزدهسالهی ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA)، در طول جنگ جهانی دوم برای یک مأموریت بمبگذاری از ایرلند به لیورپول میرود. مأموریت او با دستگیری، متهم شدن و زندانی شدن در بورستال، یک مؤسسهی اصلاح و تربیت برای مجرمان جوان در شرق آنگلیا در انگل…
داستان فیلم در مورد زندگی "تارزان" پسرکی کوچک که در دوران نوزادی در جنگل های آفریقا گم میشود و تا اینکه بوزینهای به نام "منگانی" او را پیدا کرده و همانند بچه خود تارزان را بزرگ می کند ...
یک مرگ تصادفی در یک مهمانی مجردی، آغازگر شبی پر از تیراندازی، آدمربایی و قتل در خانه میزبان میشود.
تیانچینگ عاشق جو دوو، همسر عمویش میشود که به خاطر بچهدار نشدن شکنجه میشود. با این حال، پس از اینکه آنها با هم رابطه برقرار میکنند، متوجه میشوند که عمویش عقیم است و تلاش میکنند تا حقیقت را پنهان کنند.
نویسندهای به نام برایان اسمیت پس از چندین تلاش ناموفق برای نزدیک شدن به سزار ولنتین، ستاره سینما، خودش دست به کار میشود و در مقابل چشمان صدها طرفدار به این بازیگر شلیک میکند، اما خودش نیز در هرجومرج بعدی کشته میشود. اسمیت که بلافاصله به شهرت میرسد، همراه…
یک ملوان اهل پلینزی به دلیل دفاع از خود در برابر یک زورگوی استعمارگر به ناحق زندانی و از همسرش جدا میشود. اهالی منطقه از فرماندار تقاضای بخشش میکنند، اما به زودی با وقوع یک طوفان استوایی سهمگین، تمام ارکان قانون و نظم در هم میشکند.
گیلدا برای فرار از مجازات قانون، از نیواورلئان میگریزد و در جزیرهای در دریای کارائیب پنهان میشود که بدترین جنایتکاران در آن پناه میگیرند. گیلدا که توسط تفالههای زمین محاصره شده، به زودی متوجه میشود که در واقع به جهنم پناه برده است.
46 عنوان، صفحه 2 از 2
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.