اوفمیو، دهقانی که از بیماری پسرش به سیم آخر زده است، مرواریدی را از مجسمه سانتا لوسیا در کلیسای روستا میدزدد.
صفحه 4
اوفمیو، دهقانی که از بیماری پسرش به سیم آخر زده است، مرواریدی را از مجسمه سانتا لوسیا در کلیسای روستا میدزدد.
مردی پس از غیبتی طولانی به زادگاهش بازمیگردد، اما متوجه میشود که بهترین دوستش به یک الکلی تبدیل شده است.
زنی زیبا اما مغرور که عشق همسر مسنتر خود را رد میکند، باید با از دست رفتن جوانی و زیبایی خود روبرو شود.
روزنامهنگار جوانی از یک هنرمند پیر درباره پرتره زنی بومی و برهنه که در اتاق کارش دارد سوال میکند. هنرمند داستان ماریا کاندلاریا را روایت میکند؛ زن جوان بومی که به دلیل دختر یک روسپی بودن، توسط مردم خودش طرد شده بود. او تحت حمایت مرد جوان بومی به نام لورنزو …
پدر ویرجی کری که یک افسر شورشی است، مخفیانه به مزرعه مخروبه خود بازمیگردد تا همسر در حال مرگش را ببیند اما دستگیر میشود. یک افسر یانکی دلش به رحم میآید و نقشه فراری را ترتیب میدهد. همه دستگیر میشوند و قرار است افسران اعدام شوند. ویرجی و عمو بیلی از رئیسج…
77 عنوان، صفحه 4 از 4
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.