داستان یک دختر ۱۵ ساله استرالیایی که ناپدید میشود.
صفحه 3
داستان یک دختر ۱۵ ساله استرالیایی که ناپدید میشود.
وقتی آنجی آلبرایت، دانشجوی شیرین دانشکده، کاری را برای نگهداری از یک پسر بچه به مدت یک شب در خانه روستایی و دورافتاده خانوادهاش قبول میکند، هدف یک فرد ترسناک و پوشیده از زخم قرار میگیرد که تماسهای تلفنی مرموزی برقرار میکند و بیرون پنجرهها پرسه میزند. آن…
سالهای اولیه زندگی مایکل مایرز جوان و رویدادهایی که منجر به کشتار وحشیانه او در شب هالووین در شهر آرام هادونفیلد، ایلینوی میشود.
وقتی زندگی شاد و موفق توماس آرچر پس از یک حمله وحشتناک تقریباً نابود میشود، فرصتی عالی برای انتقام فیزیکی از مردی که باعث تمام این رنجها شده به او داده میشود. با این حال، عواقب فوری اقدامات و تصمیمات او بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
اولین بخش از مجموعه فیلمهای جدید تولید شده توسط موزه اورسی، «پرواز بادکنک قرمز» داستان یک خانواده فرانسوی را از دریچه چشم یک دانشجوی چینی روایت میکند. این فیلم در اوت و سپتامبر ۲۰۰۶ در پاریس فیلمبرداری شده است. این اولین فیلم غربی هو شیائو-شین است و بر اساس …
فرسنگها دورتر از محل یک قتل هولناک، نوجوانی به نام جیل جانسون برای پرستاری از بچهها وارد خانهای مجلل میشود. در حالی که بچهها در خواب عمیق هستند، او خود را برای گذراندن یک شب معمولی آماده میکند. اما به زودی، زنگ خوردن تلفن و حرفهای ترسناک یک تماسگیرنده …
ملانی پرووست، دختر ده ساله یک قصاب، پیانیست بااستعدادی است. به همین دلیل او و والدینش تصمیم میگیرند که او در آزمون ورودی هنرستان موسیقی شرکت کند. با وجود این که ملانی شانس زیادی برای قبولی دارد، متأسفانه به دلیل رفتار بیتفاوت رئیس هیئت داوران تمرکزش را از دس…
این انیمیشن کوتاه حول شخصیت جک جک، فرزند خانواده ی شگفت انگیزان است. در اصل این بخشی از انیمیشن شگفت انگیزان بوده که با نظر کارگردان، از نسخه ی نهایی حذف شده است. در یک اتاق تاریک بازجویی مامور “دیکر” از “کری” که پرستار “جک جک” بود بازجویی میکند و...
جنیفر نوجوان زیبایی است که برای مراقبت از بچههای هری تاکر و همسرش، دالی، استخدام شده است. خانواده تاکر به یک مهمانی میروند و مست میکنند، در حالی که آقای تاکر در مورد پرستار بچه زیبای خود خیالبافی میکند. در همین حال، جک، دوستپسر جنیفر، و مارک، پسر دیگری ک…
پس از یک تصادف عجیب و مرگبار، روح کارل (معروف به قاتل دفترچه تلفن) در شبکه برق گرفتار میشود. او تری و پسرش را به عنوان قربانیان بعدی خود هدف قرار میدهد و تکنولوژیهای خانگی را به عنوان سلاحهایی مرگبار علیه آنها به کار میگیرد.
وقتی برنامههای کریس پارکر، دانشآموز سال آخر دبیرستان، با دوستپسرش به هم میخورد، او ناچار میشود مسئولیت نگهداری از بچههای خانواده اندرسون یعنی برد و سارا را بر عهده بگیرد. اما شب آرامی که انتظارش را داشتند، به مجموعهای از ماجراهای مضحک تبدیل میشود؛ ماجر…
دایی که به عنوان پرستار بچه مراقب بچههاست، سه داستان ترسناک برای آنها تعریف میکند: درباره یک ساحره قاتل؛ شنلقرمزی و یک گرگنما؛ و گلدیلاکس و سه خرس.
یک پرستار بچه در شب هالووین مجبور به مراقبت از پسربچه لوس و بیادبی میشود که مدام شوخیهای بیرحمانهای با او میکند. برای بدتر شدن اوضاع، پدر مجنون این پسر نیز از آسایشگاه روانی فرار کرده و قصد دارد به خانه سر بزند.
یک جنگجوی باستانی بینکهکشانی به زمین میآید تا جلوی نقشه یک کودک شیطانی برای بازتولید نسل بعدی نیروهای اهریمنی شیطان را بگیرد.
سارا تراویس ۱۵ ساله که توانایی کنار آمدن با طلاق والدینش و فشارهای زندگی روزمره را ندارد، شروع به نوشیدن مخفیانه الکل میکند. در ابتدا، الکل به او آرامش و رهایی موقت میدهد، اما طولی نمیکشد که زندگیاش را به ورطه نابودی و از دست رفتن کنترل میکشاند.
یک شوهر میانسال عاشق پرستار نوجوان فرزندانش میشود.
یک دستیار دادستان منطقه در آستانه محاکمه اعضای یک باند موتورسوار به جرم قتل است که به دلیل رابطه پنهانیاش با یک پرستار بچه نوجوان، مورد اخاذی قرار میگیرد.
زن خانه برای چند ساعت بیرون رفته و نوزادش را به یک پرستار نوجوان سپرده است. تام و جری باید به تعقیب و گریزهای همیشگی خود پایان داده و آتشبس اعلام کنند، چرا که نوزاد بدون نظارت مدام از خانه فرار میکند.
تام و جری باید بارها و بارها به نجات نوزادی بشتابند که پرستار نوجوانش، به جای مراقبت از او، بیشتر به صحبت با تلفن علاقه دارد و توجهی به نوزاد که مدام چهار دست و پا دور میشود، ندارد.
یک خلبان خطوط هوایی به دنبال برقراری رابطه با پرستار بچهای است که در هتل او اقامت دارد، اما به تدریج متوجه میشود که این زن از تعادل روانی کافی برخوردار نیست.
تِیسی و هری کینگ زوجی ساکن حومه شهر با سه پسر هستند که نیاز شدیدی به یک پرستار بچه دارند. تیسی برای یک پرستار بچه شبانهروزی در روزنامه آگهی میدهد و لین بِلودِر به این آگهی پاسخ میدهد. اما وقتی او از راه میرسد، معلوم میشود که یک مرد است. آن هم نه هر مردی، …
ملوان زبل و بلوتو همزمان برای بردن اولیو به سینما ظاهر میشوند. اولیو باید ابتدا به آرایشگاه برود و به پسرها میگوید که مراقب سویپیا باشند.
ملوان زبل، نوزاد (نخود فرنگی) را به باغوحش میبرد و بیشتر وقت خود را صرف نجات دادن این طفل معصوم از چنگال حیوانات مختلف میکند.
71 عنوان، صفحه 3 از 3
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.