مکنزی چهارده ساله وقتی مادرش دیگر توانایی مراقبت از او را ندارد، فرستاده میشود تا با عمویش در جونو زندگی کند. شرایط زندگی بهسرعت رو به وخامت میگذارد و او فرار میکند تا در سیاتل به مادرش بپیوندد. در طول سفر خطرناکش که با خوابیدن در ماشینها و ورود غیرقانونی…