هدر ورشکسته شده است. او شغل طاقتفرسا و خستهکنندهای به عنوان رقصنده برهنه دارد. دوستدختر همخانهاش، ویکتوریا، یک نوزاد دارد و به کوکائین معتاد است. رئیسش هری نیز یک روانی آزارگر است. زندگی دیگر از این بدتر نمیشود... یا حداقل او اینطور فکر میکرد. هدر و م…