داستانی درباره دو پسر جوان به نامهای پراسپر و بو که پس از یتیم شدن و سپرده شدن به دست یک خاله بیرحم، به ونیز فرار میکنند. این دو پسر که در کانالها و کوچههای شهر پنهان شدهاند، با گروهی از بچههای خیابانی و رهبر مرموزشان، یعنی ارباب دزدان، دوست میشوند. کودکان از مقر خود که یک سینمای قدیمی است، برای تامین مخارج خود از ثروتمندان دزدی میکنند و به زودی توجه یک کارآگاه دستوپاچلفتی را به خود جلب میکنند. با این حال، تهدید بزرگتری که بچهها را تهدید میکند چیزی از یک گذشته فراموششده است؛ یک گنجینه جادویی و زیبا با قدرتی که میتواند خود زمان را بچرخاند.