دختر یتیمی که در سنین کودکی گرفتار فقر شدید شده است، با یک جادوگر پیمان میبندد. در ازای زیبایی خیرهکننده و ستایش هر مردی، او هرگز نمیتواند با مردی که دوستش دارد زندگی کند. این طلسم هرگز باطل نمیشود مگر اینکه اتفاقی غیرممکن رخ دهد: بارش برف در بهار و زنده شدن مردگان. اکنون که او به شاهزادهخانمی زیبا و بالغ تبدیل شده، از پیمان خود پشیمان است، چرا که تمام مردانی که دوست داشته با تراژدی و مرگ روبرو شدهاند.