سل پارادایس نویسنده جوانی است که زندگیاش با ورود دین موریارتی، یک غربی بیپروا، آزاداندیش و خوشسخن و دوستدخترش مریلو، تکان خورده و در نهایت بازتعریف میشود. سل و دین با سفر به سراسر کشور، در جستجوی ناشناختهها، خود واقعیشان و دستیابی به «آن» یعنی جوهره ناب تجربه، دست به یک کاوش شخصی برای رهایی از همرنگی با جماعت و محافظهکاری حاکم بر اطرافشان میزنند.