دو داستان مجزا به هم گره میخورند؛ در داستان اول، یک معلم موسیقی جوان به نام مگی اندروز بر اثر بیماری قلبی در آستانه مرگ قرار میگیرد و پسرش نیتن تلاش میکند تا قبل از مرگ مادرش، یک جفت کفش کریسمس برای او تهیه کند. در داستان دوم، رابرت لیتون وکیل و همسرش کیت به آرامی از هم فاصله میگیرند و این موضوع در طول کریسمس، زمانی که کیت به جای مگی رهبری گروه سرود مدرسه را بر عهده میگیرد، به اوج خود میرسد.