آوریل برنز، دختری عجیب و سرکش، به همراه دوستپسرش در آپارتمانی ارزانقیمت در نیویورک و فرسنگها دورتر از خانواده سرد و بیعاطفهاش زندگی میکند. اما وقتی متوجه میشود مادرش به سرطان سینه بدخیم مبتلا شده است، خانوادهاش را برای شام روز شکرگزاری به خانه خود دعوت میکند. در حالی که پدرش تلاش میکند خانواده را با ماشین به شهر بیاورد، آوریل که آشپزی بیتجربه است، در آشپزخانه با مشکل مواجه میشود و مجبور میشود از همسایهاش کمک بخواهد.