دزموند دویل پس از اینکه همسرش در روز بعد از کریسمس خانواده را ترک میکند، ویران میشود. بیکاری او و نبود یک زن در خانه برای مراقبت از بچهها (ایولین، درموت و موریس) برای مقامات روشن میسازد که این وضعیت قابل تحمل نیست. کلیسای کاتولیک و دادگاههای ایرلند تصمیم میگیرند فرزندان دویل را به یتیمخانههای تحت نظارت کلیسا بفرستند.