موگلی در دهکده انسانها در کنار برادر ناتنی کوچکش رانجان و بهترین دوستش شانتی زندگی میکند. اما این پسر جنگلی هنوز ریتم جنگل را در قلب خود دارد و دلش برای دوستان قدیمیاش بالو و باگیرا تنگ شده است. وقتی موگلی برای کمی تفریح و هیجان دوباره به دل طبیعت وحشی بازمیگردد، به زودی متوجه میشود که ببر آدمخوار، شیرخان، در سایهها کمین کرده و در حال برنامهریزی برای انتقام است.