ویل فریمن مجردی خوشتیپ و خوشزبانی است که هدف اصلیاش در زندگی فرار از هرگونه مسئولیتپذیری است. اما وقتی او برای ملاقات با مادران مجرد و جذاب، یک پسر خیالی برای خود میسازد، درس خندهداری درباره زندگی از یک پسر ۱۲ ساله باهوش اما به شدت عجیب به نام مارکوس میگیرد. اکنون، در حالی که ویل تلاش میکند به مارکوس هنر باحال بودن را بیاموزد، مارکوس به ویل یاد میدهد که هیچوقت برای بزرگ شدن دیر نیست.