کیت و دوستپسر خشنش، بیگ ال، در خیابانهای نیویورک اسلحه میفروشند. او زنی باهوش، شیک و با اعتمادبهنفس است، اما وقتی ال در اوج حسادت و خشم او را به شدت کتک میزند، تمام این ویژگیها را از دست میدهد. سه دوست او را به بهبودی تشویق میکنند: ویک، زنی که دوست دارد معشوقه کیت باشد؛ ریلی، که با ال همکاری میکند اما جذب کیت شده و از خشونت ال بیزار است؛ و لیز، مشاور کیت از یک مرکز حمایت از زنان آسیبدیده. ویک و ریلی درباره کشتن ال صحبت میکنند و لیز به او روحیه میدهد، اما کیت همچنان وحشتزده است. آیا تهدیدهای ال و وابستگی کیت همچنان ادامه خواهد یافت؟