از زمان کشتن آن ماهیگیر در یک سال پیش، جولی جیمز هنوز هم با کابوسها و تصاویری از او دستوپنجه نرم میکند. وقتی صمیمیترین دوستش کارلا برنده بلیطهای رایگان سفر به باهاما میشود، جولی این سفر را فرصتی عالی برای آرامش و فرار از گذشته میبیند. اما کسی در آنجا منتظر اوست؛ کسی که جولی فکر میکرد مرده است و حالا دوباره برای انتقام برگشته است.