دو دهه پس از جان به در بردن از قتلعام ۳۱ اکتبر ۱۹۷۸، لوری استرود که پیشتر پرستار بچه بود، خود را در تعقیب مایکل مایرز، قاتل بیرحم و چاقو به دست میبیند. لوری اکنون با هویتی مستعار در شمال کالیفرنیا زندگی میکند و به عنوان مدیر یک مدرسه خصوصی مشغول به کار است. اما این فاصله برای فرار از دست مایرز کافی نیست، چرا که او به زودی از محل زندگی لوری باخبر میشود. با فرارسیدن شب هالووین در جامعه آرام لوری، حس وحشت و دلهره بر او سنگینی میکند؛ دلهرهای که کاملاً بیدلیل نیست.