ترنس وی، رئیس باند تبهکار محله چینیها، از یک آدمکش حرفهای به نام جان لی میخواهد تا پسر کوچک پلیسی به نام استن زدکوف را به قتل برساند. لی پسر بچه را در نشانهگاه خود دارد، اما وجدانش بیدار میشود و از کشتن کودک خودداری میکند. لی که میترسد وی از خانوادهاش در چین انتقام بگیرد، به سراغ یک جاعل حرفهای به نام مگ کابورن میرود تا پاسپورتی برای خروج از کشور تهیه کند، اما طولی نمیکشد که گروهی از آدمکشهای جایگزین به تعقیب او میافتند.