وقتی همکار زک گرانت، مامور افبیآی، در جریان یک عملیات ناموفق کشته میشود، او تلاش میکند تا فرد مسئول را پیدا کند. فرانک سرلانو، از سران مافیا، زک را مسئول مرگ تنها پسرش در همان عملیات میداند و پسر زک را به عنوان طعمه میدزدد. ماجرا زمانی پیچیدهتر و هیجانانگیزتر میشود که مری، مهماندار هواپیما، به گروگان گرفته میشود و مشکل بزرگ دیگری برای زک ایجاد میکند. به نظر میرسد هیچ راه فراری وجود ندارد.