بچه بینک دیگر چیزی از دنیا نمیخواهد: او پدر و مادری مهربان و بسیار دلسوز دارد، در یک عمارت بزرگ زندگی میکند و قرار است عکسش در بخش اجتماعی روزنامه چاپ شود. متأسفانه، همه آدمهای دنیا مثل پدر و مادر بینک مهربان نیستند؛ به خصوص سه آدمربای طماع که خود را به عنوان عکاسان روزنامه جا میزنند. آنها موفق به ربودن بچه بینک میشوند، اما نگه داشتن این وروجک برایشان کار سختی است؛ چرا که او نه تنها همیشه یک قدم از آنها جلوتر است، بلکه به نظر میرسد بسیار باهوشتر از این سه مجرم دستوپاچلفتی است.