روبرت زوکینی، بازیگری که غرق در وجود ویکتور هوگو شده است، به دنبال جایگاه خود میان صحنه تئاتر و زندگی واقعی میگردد. او هر شب با به اشتراک گذاشتن عشق خود به کلمات، سالنهای تئاتر را پر میکند؛ تا روزی که دخترش، که بزرگ شدنش را ندیده است، دوباره ظاهر میشود.