کارول آن به خانه عمه و شوهرعمهاش فرستاده شده تا از چنگال کشیش شبحوار، کین، پنهان بماند. اما کین او را ردیابی کرده و در آپارتمان بستگانش در یک برج شیشهای بلند مورد آزار و وحشت قرار میدهد. آیا او بالاخره به هدفش میرسد و کارول آن را دوباره اسیر میکند، یا تانجینا میتواند یک بار دیگر نقشههای او را نقش بر آب کند؟