تومک ۱۹ ساله، زندگی تنهای خود را با جاسوسی از همسایه روبروییاش، ماگدا، از طریق دوربین دوچشمی میگذراند. ماگدا هنرمندی در اواسط دهه سی زندگی خود است و به نظر میرسد همه چیز دارد؛ به ویژه صفی از مردان که گوش به فرمان او هستند. اما وقتی این دو در نهایت با هم ملاقات میکنند، متوجه میشوند که بسیار بیشتر از آنچه در نگاه اول به نظر میرسید، با یکدیگر نقاط مشترک دارند.