الکس استرنبرگن، بازیگر شکستخورده، یک روز صبح با سردرد شدید ناشی از مستی در آپارتمانی ناشناس بیدار میشود، در حالی که هیچ چیز از شب گذشته به یاد ندارد و جسد بیجان مردی در تختخواب کنار او افتاده است. الکس در تلاش برای کنار هم گذاشتن تکههای پازل حوادث آن شب، نمیتواند کاملاً روی کمک دوستان یا همسر سابقش، خواکین، حساب کند. تنها یک متحد، یعنی پلیس سابق و گوشهگیری به نام ترنر کندال، میتواند به او کمک کند تا از این مخمصه فرار کند و قاتل واقعی را بیابد.