در یک شب طوفانی، جیم جوان که در حال انتقال یک خودروی لوکس از شیکاگو به کالیفرنیا برای تحویل به صاحبش است، به دلیل خستگی و خوابآلودگی، مسافر بینراهی مرموزی را که ناگهان ظاهر شده سوار میکند؛ با این تصور که یک گفتگوی خوب به او کمک میکند تا خوابش نبرد. او زمان کافی برای پشیمانی شدید از این تصمیم نسنجیده را خواهد داشت.