امی کوروفسکی، یک زن نظافتچی، در سنین پیری خود تنهاست. شوهرش سالها پیش فوت کرده و فرزندان بزرگش همدم خوبی برای او نیستند. یک شب او به کافهای میرود که پاتوق مهاجران عرب است و با یک مکانیک میانسال به نام علی دوست میشود. رابطه آنها به زودی به چیزی فراتر تبدیل میشود و خانواده و همسایگان امی از ازدواج ناگهانی آنها انتقاد میکنند. به زودی امی و علی مجبور میشوند با ناامنیهای درونی خود درباره آیندهشان روبرو شوند.