فیلیپ ریون، آدمکش سادیستی و اجیرشده، وقتی متوجه میشود دستمزد آخرین کارش با اسکناسهای نشانهگذاریشده پرداخت شده، خشمگین میشود. ریون با عهد به ردیابی رئیس خیانتکارش، گیتس که مدیر یک باشگاه شبانه است، در قطاری به مقصد خارج از شهر، کنار کارمند جدید و زیبای گیتس به نام الن مینشیند. با وجود اینکه الن نامزد ستوان پلیسی است که در تعقیب ریون است، تصمیم میگیرد تلاش کند تا این آدمکش گمراه را در حالی که از دست پلیس پنهان شده و نقشه انتقام میکشد، به راه راست هدایت کند.