"استبان مارتینز" کارگردان تحسینشده سینما، هم به خاطر فیلمهایش و هم به خاطر گذشتهاش که با خشونت و افراط همراه بوده، یک اسطوره است. او برای پروژه جدیدش، به دخترش "امیلیا" نقشی را پیشنهاد میکند، به این بهانه که به او در مسیر حرفهای بازیگریاش که با بنبست مواجه شده کمک کند. زندگی مشترک آنها در پشت صحنه فیلم، صمیمیتی را شکل میدهد که سالها از آن محروم بودهاند، اما در عین حال زخمهای قدیمی و التیامنیافته را دوباره سر باز میکند و ...