«نادا» در حال بازگشت به خانه است؛ یا حداقل خودش اینطور میخواهد. وقتی او به لبنان بازمیگردد، متوجه میشود که در کشور خودش یک غریبه است. اما هنوز یکجا وجود دارد که او آن را خانه مینامد: خانهای متروکه و مخروبه که روح پدربزرگش که در طول جنگ داخلی به طرز مرموزی ناپدید شده بود، در آن پرسه میزند…