گونر سرنیکلی یک کارمند دولتی است که به همراه همسر و دختر ویلچرنشینش، به عنوان رئیس کتابخانه به این استان دورافتاده اعزام شده است؛ ماموریتی که عملاً یک تبعید به شمار میرود چرا که هیچ کتابخانهای در این روستا وجود ندارد. خانواده با استقبال گرمی روبهرو میشوند، اما این سالها دوران هرجومرج سیاسی و…