گئورگی در حال حمل بار به روسیه است که پس از برخوردی ناخوشایند با پلیس در مرز، پیرمرد عجیبی را سوار میکند که داستانهایی تکاندهنده از دوران جوانیاش در ارتش دارد. او در ادامه زن جوانی را که تنفروشی میکند سوار کرده و سپس راهش را گم میکند. گئورگی علیرغم کمک خواستن از چند بیخانمان، بیش از پیش…