ماریتا به روستای کوچکی در گرجستان میآید تا با عمهاش زندگی کند. او با پسر جوان و فقیری به نام گدیا آشنا و عاشق او میشود. اما بستگانش مصمم هستند که دختر را به عقد یک مرد ثروتمند محلی درآورند...