یک مرد لهستانی میانسال برای اینکه رئیس زندان را متقاعد کند که او را آزاد نکند، داستان زندگی خود را بازگو میکند؛ زندگیای که به عقیده خودش با بدشانسیهای استثنایی همراه بوده است.